مرتضى راوندى

67

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

وقتى انسان اين دو خطبه را با يكديگر مقايسه مىكند ، ( خطبهء ابو بكر قبلا ذكر شده است ) مىبيند كه كار از شورى به حكومت مطلقه مبدل شده است . در زمينهء سياست اقتصادى ، چنان كه ديديم ، بين ابو بكر و عمر و حضرت على وحدت نظر نبود ، ابو بكر غنايم و عوايد را به طور يكسان بين مسلمين تقسيم مىكرد ، عمر قائل به تبعيض بود . عده‌اى از مهاجرين و انصار سخت دلباختهء ماديات شدند ولى ابو ذر غفارى ، با آنكه مقررى سالانهء هنگفتى مىگرفت هرچه به دست مىآورد ، بين فقرا تقسيم مىكرد ؛ به‌طورى كه هنگام مرگ كفن نداشت . سلمان از او شريفتر بود يعنى از حاصل كار خود ( سبدبافى ) اعاشه مىكرد و هرچه به او مىدادند ، بين نيازمندان تقسيم مىنمود . على مىگفت : « تا چهار هزار درهم نفقه محسوب مىشود و زياده بر آن ، اندوختن و انباشتن است . » على تازيانهء فقر را سخت دردناك مىدانست و ابو ذر مىگفت : « اگر فقر رهسپار شهرى شود كفر به او مىگويد مرا با خود ببر ، پس نبايد از فقير انتظار ايمان داشته باشيم . » ابو حنيفه گفته است : « شهادت كسى را كه آرد در خانه ندارد ، نپذيريد زيرا محتاج ناچار است از راه دروغ و فريبكارى خود را از گرسنگى برهاند . » « 96 » خلافت على بن ابيطالب ( 35 تا 40 ) در چنين وضع آشفته‌اى على ( ع ) كه داماد و پسرعم محمد ( ص ) بود ، به خلافت رسيد . عده‌اى از روى صفا و حسن‌نيت و جمعى به اميد احراز مقامات عاليه با او بيعت كردند . روى كار آمدن على موجب نگرانى بنى اميه و طرفداران عثمان گرديد . آنها كه از صراحت و پيروى او از سيرهء پيشواى اسلام باخبر بودند ، مقدمات مخالفت با او را فراهم ساختند . اندرز سياستمداران عصر به على ( ع ) على به مجرد زمامدارى ، بدون توجه به عاقبت كار ، به جنگ مخالفين برخاست و بدون آنكه براى اجراى نقشه‌هاى وسيع خود به اندازهء كافى افراد باايمان و آزموده و سربازان مطيع و فداكار داشته باشد ، عمال ظلم و زور را از كار بر كنار كرد . عده‌اى مىگويند : « على بر خلاف عقيده و رأى مردمان عاقل و باتجربه عمل كرد و اگر به قول و مشورت ابن عباس و مغيرة بن شعبه و . . . كه مشهور به عقل و تدبير بودند عمل مىكرد ، شكست نمىخورد . » مغيرة بن شعبه ، مردى مال‌دوست ، سازشكار و بىايمان بود . پس از بيعت با امام به حضورش رفت و گفت : « همانطور كه وظيفهء ماست از شما اطاعت كنيم ، همانطور مكلف هستيم كه آنچه در باب جريان امور مىفهميم به عرض برسانيم و اگر در كارها از حالا با تدبير و رويه‌اى عاقلانه عمل كنيم ، نتيجهء آن را فردا خواهيم ديد ، به‌عكس ، اگر عاقلانه عمل نشود ، ضررش فردا عايد ما خواهد شد . بنابراين ، بايد معاويه را در كار خود ابقا كرد و همچنين ابن - عامر را در جاى خود نگاه داشت . پس از آنكه بيعت آنها و بيعت قشون از هرجا رسيد ، آن وقت مانعى ندارد كه آنها را تغيير دهيد . »

--> ( 96 ) . زندگانى محمد ، پيشين ، ص 102 .