مرتضى راوندى
56
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
آنها را به چشم رضا مىنگريستند . بارها خيانتهايى رخ داد . . . بعضى از سرداران تسليم اعراب شدند اعراب بنوبهء خود در نتيجهء غارت كشورهاى ثروتمند نظام دموكراسى قبيلهاى را از ياد بردند و بتدريج اشرافيت اموى و عباسى كه مانند اشرافيت ساسانى فاسد و تجملپرست بود ، پديد آمد و مايهء انحطاط سيطرهء عرب شد . تسلط عرب و دين تازه تأثيرات عميقى در جامعهء ايرانى گذاشت ؛ زبان و خط پهلوى متروك شد ، دين زرتشتى و اشرافيت از صحنه بيرون رفتند ، كوچيدن اعراب و آميزش آنها با ايرانيان موجب درآميختگى نژادى وسيعى گرديد ، دين تازه ديوار طبقاتى را فروشكست و تغييرات عميقى در توزيع قدرت و مالكيت به وجود آورد ؛ بطورىكه جامعهء پس از اسلام با جامعهء پيش از اسلام ، تفاوتهاى عميقى پيدا كرد . » « 81 » وضع حكومت بيزانس در قرن ششم ميلادى ، نهتنها در ايران بلكه در سرزمين بيزانس ظلم و استبداد مطلق حكومت مىكرد . « امپراتور خود را وجود مقدس مىشمرد . او را همطراز خدا مىخواندند و جامهء زربفت او لباس قديسين را به خاطر مىآورد . مردم در برابر او زانو به زمين مىزدند و كفش او را مىبوسيدند . نافرمانى به شاه در شمار قيام به ضد حكومت و مذهب بود . تمام كارها بهوسيلهء مأموران امپراتور انجام مىگرفت و مردم از شركت در ادارهء امور و زندگى اجتماعى به كلى محروم و ممنوع بودند . جنگهاى ژوستىنين با انوشيروان ، كمر مردم را در زير بار ماليات خم كرده بود . عمال حكومت روم شرقى كشور هاى اشغال شده را با بيرحمى غارت مىكردند و مأمورين دولت به حدى به مردم ستم كردند كه در نيمهء اول قرن ششم در قسطنطنيه شورش سهمگينى برپا شد . ژوستىنين مجبور شد از پايتخت بگريزد ولى سرانجام ، سردار امپراتور بر شورشيان تاختن گرفت و سىهزار تن را به كشتن داد . علاوه بر اين ، در سوريه ، فلسطين ، و مصر قيامهاى شديدى عليه مظالم امپراتور و عمال او صورت مىگرفت . مردمى كه در زير فشار امپراتورى روم شرقى محكوم به پرداخت ماليات و قبول اسارت بودند ، همواره منتظر فرصتى بودند كه شانهء خود را از زير بار مظالم حكومت آزاد سازند . ژوستىنين براى اينكه قدرت خود را به مردم نشان دهد ، كليساى معروف سنتسوفى را بنيان نهاد و براى ساختن آن ، دههزار نفر را طى پنج سال به كار گماشت و ستونهاى مرمرى معابد قديمى روم ، آتن و ساير شهرهاى باستانى را به قسطنطنيه آوردند و براى تزيين آن به كار بردند . در حالى كه امپراتور به چنين تظاهراتى مىپرداخت و عمال او در ميدانهاى قسطنطنيه بناهاى مجللى برپا مىكردند ، مردم در خانهها و كوچههاى تنگ و كثيف به وضع رقتبارى زندگى مىكردند . از عهد ژوستىنين تجزيهء امپراتورى آغاز شد : ايتاليا مستقل شد ، خسرو دوم عدم رضايت مردم سوريه و فلسطين و مصر را بهانه كرد و در ابتداى قرن هفتم اين مناطق را مسخر نمود . جنگهاى طولانى ايران و بيزانس و عدم رضايت اكثريت مردم در اين دو كشور بنيان قدرت زمامداران ايران و روم را متزلزل كرده بود . اعراب از اين ضعف استفاده كردند و در مدت بالنسبه كوتاهى قسمت اعظم ايران ، و از قلمرو حكومت بيزانس نيز سوريه و فلسطين و مصر را به تصرف خود درآوردند . » « 82 »
--> ( 81 ) . ويژگيها و دگرگونيهاى جامعهء ايرانى در پويهء تاريخ ، ص 25 به بعد ( به اختصار ) ( 82 ) . كاسمينسكى ، تاريخ قرون وسطى ، ترجمهء صادق انصارى و باقر مؤمنى ، ص 46 به بعد ( به اختصار )