مرتضى راوندى
596
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
در همان روزهايى كه محمد على شاه به دولت مستبد روسيه تزارى متكى بود و دائما در كار مشروطه خواهان اخلال مىكرد ، عدهاى از آزاديخواهان وابسته به حزب عاميون براى حفظ آزادى ناقصى كه به دست آمده بود به تشكيل كميتهء انقلاب پرداختند . اعضاى اين كميته را مردانى چون ملك المتكلمين ، سيد جمال الدين واعظ ، صور اسرافيل ، ارداقى ، مساوات ، تقىزاده و عدهاى ديگر تشكيل مىدادند . آقاى على آذرى دربارهء اعضاى فرقهء اجتماعيون عاميون تهران مىنويسد : حزب اجتماعيون عاميون تا آنجا كه تحقيق كردهام ، مؤسسين حزب اجتماعيون عاميان تهران كه بستگى به حزب اجتماعيون عاميون تبريز و باكو و تفليس داشتند ، به شرح زير در حدود چهل نفر مىشدند ؛ و در اينجا به ذكر اسامى چند تن از آنها اكتفا مىشود : سيد جمال الدين واعظ اصفهانى ، ملك المتكلمين ، ميرزا جهانگير خان صور اسرافيل ، يحيى ميرزا اسكندرى ، ميرزا قاسم خان صور اسرافيل ، حيدر خان عمواغلى ، ضياء السلطان ، صادق طاهباز ، ميرزا محمد صادق طباطبايى ، ميرزا محمد على تربيت ، حاجى خان خياط ، ميرزا آقا خان فريار مدير روزنامهء عصر انقلاب ، آقا شيخ ابراهيم تبريزى نمايندهء مجلس ، سليمان ميرزا اسكندرى ، ميرزا سليمان خان ميكده ، اسد اللّه خان كردستانى ، ارباب كيخسرو ، شريف الدولهء بنى آدم ، شريفزادهء تبريزى ، سيد محمد رضا مدير روزنامهء مساوات ، ميرزا محمد نجات ، بامداد ، سيد كمرهاى ، على اكبر دهخدا . « 208 » جلسات كميته هر نيمه شب در خانهء حكيم الملك تشكيل مىشد و قبل از طلوع آفتاب متفرق مىشدند . ميرزا محمد خان قزوينى ، دانشمند معاصر ، مىنويسد : اعتراض دكتر لطيف به سردار اسعد در پاريس يكى از روزها كه من در منزل آن مرحوم ( عليقلى خان سردار اسعد ) در پاريس بودم و مرحوم معاضد السلطنه ( ميرزا ابو الحسن خان پيرنيا از وكلاى دورهء اول مجلس شوراى ملى ) در اواخر استبداد صغير به پاريس آمده بود كه او را تشويق و تحريك به رفتن ايران و تهيهء مقدمات حمله به تهران نمايد نيز در آنجا بود و با هم در اين مقوله صحبتهاى مفصل مىكردند ، و گويا مرحوم سردار اسعد آن حرارتى را كه بايد و شايد براى اين عزيمت و رها كردن بهترين زندگى راحتى كه در پاريس داشت و رفتن در پى مقصودى كه عاقبتش معلوم نبود چه خواهد شد ، از خود نشان نمىداد . يك مرتبه ديدم كه مرحوم دكتر لطيف گيلانى ( كه يكى از شاگردهاى طب بود و با اغلب اعيان ايرانى كه در پاريس بودند يا از پاريس عبور مىكردند مراوده داشت ؛ و چون مردى بسيار سليم النفس و راستكردار و درستگفتار بود و قيافهء بسيار زشت ولى بسيار جذاب و مطبوعى داشت ، همه او را دوست مىداشتند و
--> ( 208 ) . على آذرى ، قيام كلنل محمد تقى خان پسيان در خراسان ، ص 52 .