مرتضى راوندى
593
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
پول در بانك روس به رسم گروگان گذاشته شده بود كه به تبهكاران واقعهء يادشده مزد و پاداش داده شود ، نوشته شده است . سياههء چيزهايى كه به رسم گروگان ، به وسيلهء شاپشال از طرف اعليحضرت به بانك استقراضى روس در تهران برده شده تا در برابر آن شصت هزار تومان وام بگيرند و به مصرف پذيرايى ، نوشابه ، و هزينههاى ديگرى از قبيل مزد اوباش و تقسيم پول ميان چند نفر حجة الاسلام از خدا بى خبر ، براى ويرانى بنيان مجلس مقدس شوراى ملى برسانند ؛ به شرح زير است : 1 . نشان و تمثال شخص اعليحضرت پنجهزار تومان ؛ زر و زيور ملكهء ايران بيست هزار تومان ؛ سه تسبيح مرواريد 20300 تومان ، سه يا چهار قطعه جواهر ديگر پانزده هزار تومان . . . » « 201 » كسروى مىنويسد : تا پيش از جنبش مشروطيت ، در ايران ، يگانه اميدگاه مردم ، امام ناپيدا مىبود ، و نيكى آينده و رهايى كشور از بدبختى و مانند اينها را جز از راه پيدايش آن امام نبيوسيدندى ( انتظار نداشتند ) . هرروز سه بار در پشت سر نمازها « السلام عليك يا صاحب الزمان » خواندندى و شتاب او را در پيدا شدن طلبيدندى . اينها چيزهايى است كه تا زمان ما مىبوده و ما آنها را نيك به ياد مىآوريم . « 202 » ولى در جريان نهضت مشروطيت تا حدى افكار مردم عوض شد . افكار نو ادوارد براون در پيرامون افكار و نظريات جديد مردم مىنويسد : يك دسته جمهورىطلب هستند كه عنوان « فداييان » به خود گرفتهاند ؛ اينها در شب جلسه دارند و به قرآن سوگند ياد كردهاند كه ما دام الحيات بر ضد استبداد بجنگند . يك بخارىساز ، براى تعمير بخارى آهنى ، به خانهء وزيرى آمد ، در موقع ورود به وزير سلام كرد . نوكر وزير به او گفته بود تعظيم كن ، او جواب داد مگر نمىدانى كه حالا ما مشروطه داريم و در مشروطه ديگر تعظيم وجود ندارد . يك نوع استقلال و آزادى عجيبى در مردم مشاهده مىشود كه نمىتوان گفت چگونه ناگهان چنين تغييرى در اخلاقشان رسوخ كرده است . بيشتر گروه ملايان و فرنگى مآبها با هم در كمال صفا و صميميت هستند . يكى از قابل توجهترين تطورات نهضت مشروطيت ، سرعت توسعهء جرايد بود كه در 1907 ( 1325 ه . ق . ) به حداكثر افزايش رسيد ، و عدهء آنها بطورىكه گفته مىشود در ايران به 90 مىرسد . پارهاى از اينها ، بويژه صور اسرافيل ، حبل المتين و مساوات به پايهء ارجمندى رسيدهاند و ضرب المثلهاى شيرين بسيار مؤثر زنندهاى با اسلوب قصار و پرمعنى كه تا آن زمان كسى نمىدانسته به جامعه تقديم مىنمايند . « 203 » مجلس شورا در دورهء اول با همهء نواقصى كه داشت يك مجلس ملى و مظهر تمايلات عمومى بود .
--> ( 201 ) . ادوارد براون ، انقلاب ايران ، ترجمهء احمدپژوه شيرازى ، ص 171 به بعد ( به اختصار ) . ( 202 ) . احمد كسروى ، بهاييگرى ، ص 12 . ( 203 ) . انقلاب ايران ، پيشين ، ص 132 .