مرتضى راوندى
589
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
« . . . امروز مىبينيم اشخاصى در بين ما افتادهاند كه نه دلشان به حال مملكت مىسوزد و نه ملت را به چيزى مىگيرند . عما قريب حق را ممزوج به باطل مىكنند ، مملكت را دچار خرابى و ملت را با دولت مضمحل مىكنند . كلمهء ( حق يراد بها الباطل ) حق را مستمسك قرار داده و ترويج باطل مىكنند . عما قريب دست علما و عقلا كوتاه و رشتهء كارها از دست ملت و دولت خارج خواهد شد . پس بياييد انجمن تشكيل دهيم كه در امر مجلس نظارت و از انحرافات و مفاسد جلوگيرى كند . » « 196 » يكى از كارهاى جالب اين انجمن انتقاد از اخلاق و رفتار سران نهضت بود . « يك شب در انجمن مخفى مذاكره شد كه جناب آقاى طباطبايى قدرى با مردم به تغير و تشدد سلوك مىكند ، بايد در مقام اصلاح حال ايشان برآمد و نيز اجزا و اطرافيان آقا سيد عبد اللّه بهبهانى از مردم تعارف و رشوه مىگيرند و ما هرقدر بخواهيم به اشاره و كنايه يا به پيغام برسانيم اثر نخواهد كرد . بايد آقاى بهبهانى را هم در انجمن حاضر كنيم . بالاخره آقاى طباطبايى را به عنوان مهمانى به منزل آقاى بهاء دفتر دعوت كرديم . پس از صرف ناهار اطرافيان آقا رفتند و فقط اعضاى انجمن ماندند و حضرت آقا آنوقت پس از مقدمهاى خطاب به آقاى طباطبايى گفتند : « امروز . . . رياست مطلقهء ملت تفويض شده است به حضرت عالى و آقاى بهبهانى اما حضرت عالى با مردم بد سلوك مىفرماييد . . . اگر مردم از شما مأيوس شوند به كى پناه ببرند و به چه كسى ملتجى شوند ؟ و اما آقاى بهبهانى اين سلوك اطرافيان ايشان مردم را مستأصل و تباه مىكند . » آقاى طباطبايى در پاسخ گفت : « . . . من چون طمعى به مال مردم ندارم و از دنيا توقعى ندارم ، لذا تملق و چاپلوسى را خوش ندارم ، لكن تا يك اندازه هم حق با شماست و تصديق دارم ؛ البته تغيير اسلوب و سليقه خواهم داد . از هريك از شماها خواهش دارم چنانچه ديديد به خطا رفتم مرا آگاه و متنبه نماييد . از حرف حق و نصيحت دوستان بدم نمىآيد . » در مهمانى ديگرى آقاى بهبهانى را مورد انتقاد قرار دادند و گفتند ، شما زود عصبانى مىشويد ، و اطرافيان شما از مردم پول و رشوه مىگيرند و شما را بدنام مىكنند . آقاى بهبهانى بر خلاف طباطبايى چنان كه بايد متنبه نشد و جواب قانعكنندهاى نداد ؛ فقط گفت : « سعى كنيد عدالتخانه تأسيس شود همهء اين كارها اصلاح مىشود » و حاضر نشد جلو رشوهگيرى اطرافيان خود را بگيرد . » « 197 » از اقدامات جالب آزاديخواهان ، انتشار و پخش نامهها و شبنامههاى تهديدآميز است : قسمتى از يكى از شبنامهها پس از بر كنار شدن عين الدوله و روى كار آمدن مشير الدوله ، با اينكه مردم كمابيش به حسن نيت مشير الدوله معتقد بودند ولى از تشبثات درباريان هرگز غافل نبودند و همواره با انتشار شبنامهها و ايراد نطقها ، دولت را تحت فشار قرار مىدادند تا هرچه زودتر مجلس شوراى ملى افتتاح شود . در يكى از اين نامهها خطاب به مؤتمن الملك فرزند كوچك مشير الدوله چنين نوشتهاند : « آقاى مؤتمن الملك به پدر بزرگوارتان عرض كنيد . . . اگر نمىتوانيد مقصود ما را انجام كنيد و از امير بهادر و حاجب الدوله مىترسيد ، حقيقت حال مملكت و ملت را به شاه عرض و از خواب
--> ( 196 ) . همان ، ج 3 ، ص 340 به بعد ( به اختصار ) . ( 197 ) . همان ، ص 342 ( به اختصار ) .