مرتضى راوندى
552
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
و تكذيب اعلان جهاد مضايقه روا ندارند . » « 132 » « در مدت پنجاه سالى كه ناصر الدين شاه سلطنت كرد ، هيچ قدرتى در مقابل او وجود نداشت و فرمان او با ضربات چماقداران شاهى ، سرنيزهء قزاقها ، و شلاق فراشان بدون اندك مقاومتى اجرا مىشد . . . ميرزا رضاى كرمانى در تحقيقاتى كه در نظميه از او به عمل آمده ، بتفصيل شرح مصيبتها و بلايايى كه از طرف حكام ، درباريان و صاحبان قدرت و زور به او وارد آمده بود ، ذكر كرد و صريحا گفت كه از جانب سيد و به دستور شخص او مأمور قتل ناصر الدين شاه و نايب السلطنه شده است و اظهار داشت . . . وقتى شرح مصيبتها ، صدمهها و حبسها و عذابهاى خود را مىگفتم به من گفت ، تو چقدر بيغيرت بودى و حب حيات داشتى . ظالم را بايست كشت ، چرا نكشتى ؟ و ظالم در اين ميان غير از شاه و نايب السلطنه كسى ديگر نبود ؛ اگرچه در خيال نايب السلطنه هم بودم . ديگر آن روز خيالم دربارهء شاه مصمم شد ، گفتم شجرهء ظلم را از بيخ بايد انداخت ؛ شاخ و برگ بالطبع خشك مىشوند . » « 133 » ظاهرا از نقشه و نيت ميرزا رضا كرمانى غير از حاج شيخ هادى نجمآبادى كسى خبر نداشت . . . نويسندهء تاريخ بيدارى ايران مىنويسد : « . . . روز 12 ربيع الثانى 1314 كه چهل روز بعد از قتل ميرزا رضا بود ، در نزديكى خانهء حاج شيخ هادى ، ميرزا حسن كرمانى با آقا شيخ محمد على دزفولى . . . و بعضى از اجزاء حاج شيخ هادى چهلم ميرزا رضا را گرفتند . . . طعام حاضرين اين مجلس بادمجان بريان كرده و نان و نمك بود و فقط در آن نقطه بود كه طلب مغفرت براى ميرزا رضا كردند . نجمآبادى به مناسبت سال ميرزا نيز مجلس يادبودى برپا كرد . » « 134 » ميرزا ملكم خان ارمنى براى پيشرفت نهضت آزادى ، بر آن شد كه با سيد محمد طباطبايى ملاقات نمايد ولى سيد در آغاز امر چندان علاقهاى نشان نمىداد ؛ تا سرانجام روزى كه سيد در دربند بود ملكم براى يك ربع ساعت از سيد وقت ملاقات خواست ، بطورىكه مؤيد الاسلام كرمانى مىنويسد « . . . حضرت آقا ناگزير از پذيرايى گرديد . مشار اليه با حضرت حجت الاسلامى خلوت نمود ، و در را به روى اغيار بستند . ربع ساعت وقت منجر به پنج شش ساعت گرديد . در اين اثنا كرارا ميرزا ملكم خان عازم رفتن مىشد و حضرت آقا او را مانع مىگرديد . مذاكرات آن دو را كسى ندانست لكن از آن روز حالات حجت الاسلام تهران به كلى تغيير نمود و در راه مقصود ميرزا ملكم خان ، هم خود را داد و هم پسرش را . » « 135 » متفكرين و صاحبنظران از دورهء ناصر الدين شاه عدهاى از متفكرين ، و آشنايان به تمدن و فرهنگ جديد اروپايى براى بيدارى مردم ايران و مبارزه با ظلم و استبداد در ايران و خارج از ايران شروع به فعاليت كردند ، از جمله ميرزا فتحعلى آخوندزاده يكى از فرزندان غيور و بشردوست آذربايجان ، را بايد نام برد . « او به اتفاق دوستان همفكر و
--> ( 132 ) . همان ، ص 51 ( به اختصار ) . ( 133 ) . اسماعيل رائين ، فراماسونرى در ايران ، ج 2 ، ص 166 به بعد ( به اختصار ) . ( 134 ) . تاريخ بيدارى ايرانيان ، مقدمه ، پيشين ، ص 124 . ( 135 ) . همان ، ص 152 ( به اختصار ) .