مرتضى راوندى
537
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
در كشور تركيه معمول دارد ولى « ملاها ، از راه حماقت ، نظام را خلاف شرع دانسته ، از راه غرض او را منع كردند . ايضا سلطان مزبور مىخواست علوم فرنگستان را به اسلامبول آورد از راه حسد او را منع كردند و نگذاشتند كه جمعى از جادهء نادانى و حماقت بيرون آيند . . . » « 101 » در سال 1263 ميرزا محمد على خان شيرازى ، سفير فوق العادهء ايران در فرانسه ، با گيزو « 102 » مذاكره مىكند كه عدهاى مهندس و استادكار فرانسوى به ايران بيايند ولى گيزو از روى خيرخواهى پيشنهاد مىكند كه اگر بجاى اعزام كارشناسان فرانسوى ، عدهاى از جوانان ايران ( از طبقهء متوسط ) به فرانسه گسيل شوند و در رشتههاى مورد علاقهء دولت ايران اطلاعات كافى فراگيرند بيشتر به مصلحت مردم اين مملكت است . سالها بعد ميرزا تقى خان امير كبير عدهاى معلم از فرانسه ، اتريش و ايتاليا استخدام كرد تا رشتههاى مختلف طب ، جراحى ، مهندسى ، معدنشناسى ، دواسازى ، حكمت طبيعى و علوم نظامى را به جوانان ايران بياموزند . اين استادان بعد از عزل امير كبير به ايران رسيدند . دكتر بلاك اتريشى مىنويسد : همين كه امير از ورود ما اطلاع حاصل كرد ، دومين روزى بود كه توقيف شده بود . ميرزا داود خان را كه او نيز از اروپا برگشته بود احضار كرد و به او گفت اين نمسهايهاى بيچاره را من به ايران آوردهام ، اگر سركار بودم اسباب آسايش خاطر آنها را فراهم مىساختم ولى حالا مىترسم به آنها خوش نگذرد . سعى كنيد كارشان روبراه شود . امير درست فهميده بود كه ما وظايف خود را نه بر طبق افكار او و نه به دلخواه خودمان نمىتوانستيم انجام دهيم . « 103 » اوضاع اجتماعى و ادارى ايران در عهد قاجاريه از صورت مذاكراتى كه بين ميرزا عباس خان ، معاون وزارت خارجهء ايران ، با كاردار ( شارژ دافر ) فرانسه در ايران صورت گرفته است مىتوان به بسيارى از بينظميها و آشفتگيهاى دولتى و ادارى ايران در عهد قاجاريه پى برد . در ضمن اين گفتگوها وقتى كه سخن از اصلاح قشون ايران به ميان مىآيد به كاردار فرانسه مىگويد : « اگر جنرال فرانسه به ايران بياوريد و مقصود نظم باشد ، بايد تنخواه قشون و افواج را آنها به سرباز برسانند كه مداخل و رشوه از ميان برود ؛ گفتم اولياى دولت هيچ مضايقه ندارند ، گفت صاحبمنصبى كه مثلا دويست تومان مواجب دارد و 300 تومان مداخل و با آن مواجب و مداخل گذران كرده است ، بعد از آنكه مداخل او موقوف شد چطور گذران خواهد كرد ؟ گفتم ، همچنانكه مداخل او را موقوف مىكنيم مخارج او را هم موقوف مىداريم ، مثلا قرار نوكر او را خواهيم داد كه زياده از دو نفر نداشته باشد و هرروز صبح كه از خانه بيرون مىآيد با لباس نظام بيرون بيايد كه ديگر خرج كلچهء خز و جبه و بعضى چيزها را نداشته باشد ، غليان در خانههاى خودشان بكشند كه قهوهچى و پيشخدمت لازم نداشته باشند .
--> ( 101 ) . همان ، ص 34 . ( 102 ) . Guizo ( 103 ) . فكر آزادى ، پيشين ، ص 45 .