مرتضى راوندى

524

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

ترويتيك « 82 » ماشين وات را در كار حمل‌ونقل به كار انداخت و نخستين لكوموتيو را ساخت و بتدريج شبكهء راه‌آهن بر سراسر اروپا گسترده شد . در اينجا دگرگونيهايى در وضع زندگى مردم كه همانا سرعت راه‌پيمايى باشد روى داد . ناپلئون پس از شكست در روسيه فاصلهء ويلنا ( در لهستان ) تا پاريس را در 312 ساعت پيمود . اين مسافت 1400 ميل مىشد كه مسافر عادى در دو برابر اين زمان هم نمىتوانست بپيمايد . در اين زمان ، راه‌آهن زمان پيمودن اين راه را به 48 ساعت رسانيد كه هر مرد عادى متوسطى قدرت برخوردارى از آن وسيله را داشت . به اين ترتيب ، دوران استفاده از اسب و جاده‌هاى كالسكه‌رو ، سپرى گرديد . نخستين كشتيهاى بخارى پس از ماشين بخار پديد آمد ؛ و از همان قرن نوزدهم نيروى حمل‌ونقل و باربرى كشتيهاى بخار به سرعت رو به فزونى گذاشت . همراه با اين پيشرفتها در سال 1835 تلگراف برقى پيدا شد ، و با گذشت چند سال شبكهء تلگراف در سراسر جهان گسترده شد . » « 83 » برتراند راسل ترقيات علمى را در انقلاب فكرى مردم مؤثر مىداند ؛ به نظر او « در نتيجهء فعاليت مردان بزرگ در قرن هفدهم ، نظريهء جديدى دربارهء دنيا به وجود آمد و به خاطر همين نظريه ( نه به سبب مباحثات و مجادلات بخصوصى بود كه اعتقاد مردم به خرافات و خوش - يمنى و بديمنى ، جادوگرى ، هجوم ارواح شيطانى و غيره سست گرديد . » به عقيدهء برتراند راسل ، « در نظريات علمى جديد قرن هجدهم ، مسائل بسيار مهم وجود داشت كه به شرح زير است : 1 . بيان حقايق علمى بايد مبتنى براساس مشاهده و تجربه باشد ، نه متكى بر منابع غيرموثق و تأييد نشده . 2 . حيوان . . . دستگاهى است كه خودبه‌خود عمل مىكند و با سيستم خودكار ، طبق قوانين طبيعى ، به موجوديت و تطور و تحولات خود ادامه مىدهد . 3 . زمين مركز كائنات نيست و چنان كه در خلقت احيانا منظورى نهفته باشد ، انسان منظور خلقت نمىباشد . . . اين سه قسمت ، مبين نظريه‌اى است كه آن را نظريهء مكانيك مىنامند ، و روحانيان از آن متنفرند . پيدايش اين عقايد باعث شد كه تفتيش عقايد و تعقيب و شكنجهء افراد موقوف شود و يك احساس انساندوستى در تمام افراد بشر به وجود آيد . . . » « 84 » برتراند راسل در يكى ديگر از آثار خود در پيرامون طرز حكومت و ادارهء كشور چنين مىنويسد : از ديرباز تاكنون براى ادارهء امور اجتماع دو نظريه و دو طرز فكر وجود داشته است ؛ عده‌اى معتقدند كه « فرمان اولو الامر ، را بايد به كار بست ، و جمعى ديگر مىگويند به جاى اطاعت از دستور فرد واحد ، بهتر آن است كه راه بحث و تحقيق را در پيش گيريم تا ببينيم حرف حق و طريق صواب كدام است و از آن پيروى كنيم . مرتجعين در هر دوره و زمانى پيرو فرمان اولو الامر بودند و مىكوشيدند تا ، در پرتو قدرت فرد واحدى ، مقاصد خود را اجرا كنند و از ماجراى چون و چرا و بحث و انتقاد بر كنار بمانند .

--> ( 82 ) . Trevithick ( 83 ) . كليات تاريخ ، ص 1197 به بعد ( به اختصار ) . ( 84 ) . برتراند راسل ، تأثير علم بر اجتماع ، ترجمهء دكتر محمود حيدريان ، ص 19 ( به اختصار ) .