مرتضى راوندى

506

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

از اتريش عده‌اى معلم و مستشار خواسته بود . اتمام بناى مدرسه و رسيدن معلمين خارجى قريب سه ماه بعد از بر كنار شدن او صورت گرفت و دار الفنون رسما در پنجم ربيع الاول 1268 افتتاح شد ، و ابتدا قريب يكصد تن از شاهزادگان و اعيان و رجال دولت را با لباسى مخصوص به شاگردى آنجا و تحصيل فنون پياده و سوار و توپخانه و مهندسى و شعب طب و السنهء خارجى گماشتند . 5 . در موقع رسيدن امير به تهران ، سپاه منظم ايران ، اگرچه اسما چهار هزار نفر بود ، ليكن عدهء موجود از سيصد تن تجاوز نمىكرد . امير كه خود سپهسالار كل سپاه ايران يعنى امير نظام بود و در ايام عباس ميرزا در آذربايجان كاملا به فنون عسكرى آشنايى يافته بود ، بسرعت به اصلاح امر سپاه توجه كرد ، لشكريانى منظم و موظف به دستيارى معلمين فرنگى درست نمود و به مدد آنها بر شورشيان ولايات غالب شد . بعلاوه ، ساختن تفنگ و بعضى ديگر از آلات حربى و لوازم لشكريان را در ايران معمول كرد و استادان ايرانى را با دادن مساعده و تشويق به تقليد كارهاى اروپايى در اين زمينه واداشت . 6 . قبل از صدارت امير كبير ، مخصوصا بعد از تحميل معاهدهء تركمانچاى بر ايران ، سفراى روس و انگليس به هر نحو مىخواستند ، در امور داخلى كشور مداخله مىكردند و در حقيقت ، شاه و وزرا گاهى آلت اجراى مقاصد يكى ، و زمانى بازيچهء دست ديگرى بودند . امير كبير جدا نفوذ سفراى روس و انگليس را در تهران محدود نمود و گفت كه مداخلهء خارجيان در امور داخلى ، تا حدى معقول و مجاز است كه به شرافت و مناعت ملى صدمه وارد نياورد . چنان كه در موقع حركت ناصر الدين شاه از تبريز اجازه نداد كه كنسول انگليس در آن شهر ، حمايت ارامنهء آنجا را به عهده بگيرد ؛ چه اين كار را از وظايف دولت ايران مىدانست . و هنگام فتنهء سالار و محاصرهء مشهد ، موقعى كه سفراى روس و انگليس براى صلح بين ايران و شورشيان مشهد تقاضاى وساطت كردند ، امير صريحا جواب داد كه مردم مشهد ترجيح مىدهند كه بيست هزار تن از ايشان كشته شوند تا آنكه شهر ايشان بتوسط خارجيان به تصرف شاه درآيد . 7 . امير كبير ، براى زيبايى تهران و رفاه حال اهالى آن و ترقى دادن پايتخت نيز ، شروع به اقداماتى كرد ، بازار و كاروانسراى امير و تيمچهء مخصوص نوى كه از جهت دلگشايى و تازگى در تهران بيمانند بود ، ساخت ، و نقشهء آوردن قسمتى از آب رودخانهء كرج را براى شرب مردم و آبادى شهر طرح نمود . به تنظيف حمامها دستور داد و خيالات ديگرى نيز در اين راه داشت كه به علت كوتاهى دورهء زمامدارى به انجام آنها توفيق نيافت . » « 51 » اقدامات خيرخواهانهء امير ، متضمن مصالح اكثريت مردم ايران بود و با منافع اقليت حاكم ، سازگارى نداشت . به همين مناسبت ، شاهزادگان ، اعيان ، نجبا و روحانيون كه حقوق و مستمرى آنها قطع شده بود ، زبان به اعتراض گشودند . سردستهء مخالفان ، مهدعليا ، مادر ناصر الدين شاه ، بود ؛ چه امير كبير جلو بسيارى از اقدامات بىاساس و بلهوسانهء او را گرفته بود . به همين علت ، وى مىكوشيد كه ميرزا آقا خان نورى ، وزير لشكر ، را به جاى او

--> ( 51 ) . همان ، ص 824 به بعد .