مرتضى راوندى

496

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

شعرگويى نيز مىپرداخته و « خاقان » تخلص مىكرده است . « 30 » اين پادشاه خوشگذران ، مثل سلف خود ، شقى و بيرحم نبود ؛ ولى در آزمندى و مالدوستى دست كمى از آقا محمد خان نداشت ، با وجود اين ، مانند خواجهء تاجدار ، براى كسب مال به هر پستى تن نمىداد . غرض آقا محمد خان در لشكركشى به خراسان تنها تسخير اين خطه نبود بلكه او مىخواست به كليهء جواهرات نادرى دست يابد ، و چون شاهرخ از تسليم آنها خوددارى كرد او را هر روز به نوعى شكنجه نمود و سرانجام دستور داد تا سرب گداخته بر سر او ريختند و اين شهريار ضعيف را در سن 63 سالگى زاركش كردند . ملكم مىنويسد : « او يك مرتبه از يك دهقانى كه امر به قطع گوش او داده بود ، شنيد كه به مير غضب مىگفت كه اگر فقط سر گوش او را ببرد ، چند عدد پول نقره به او خواهد داد ؛ ولى مقصر بسيار متعجب شد وقتى كه شاه به او اطلاع داد كه اگر آن پول را دو برابر كند و به اعليحضرت بدهد ، گوش او كاملا سالم خواهد ماند . » « 31 » فتحعليشاه كه لئامت را از عموى خود به ارث برده بود و مردى جاهل و بيتدبير بود ، در دورهء جنگهاى ايران و روس ، هيچگاه به تقاضاهاى وليعهد خود ، داير به ارسال پول و اسلحه و مهمات ، وقعى ننهاد و همين سياست نابخردانهء او به شكست قطعى ايرانيان از روسها كمك فراوان كرد . شاه مردى خيالباف و غيرمنطقى بود ؛ بجاى آنكه براى مقابله با دشمنان مقتدر خود ، مردم را ، به كمك فرهنگ جديد ، با علوم و فنون جديد مجهز كند ، و ارتش ايران را با سلاحهاى تازه ، آمادهء نبرد سازد ، براى مرعوب كردن دشمنان « لباس غضب » مىپوشيد ، و گمان مىكرد با اين اقدامات ، روسها بر خود خواهند لرزيد و از خاك ايران عقب‌نشينى خواهند كرد . راولينسون كه براى تعليمات نظامى به ايران آمده بود در توصيف ارتش ايران مىنويسد : « ارتش ايران در پرداخت حقوق ، ملبوس ، غذا ، وسايل نقليه ، تجهيزات ، مباشرت و ترفيعات و فرماندهى و خلاصه در تمام شؤون ، فاقد اصول و نظم و ترتيب بوده است . . . » « 32 » فتحعليشاه به اين مسائل اساسى توجه نمىكرد و به تذكرات خيرخواهان وقعى نمىنهاد . به قول سايكس : « او توده كردن جواهرات و طلاآلات را به صرف پول در دفاع ملى ترجيح مىداد ؛ و بدينجهت اقداماتى كه براى تجهيز و جمع‌آورى يك ارتش جديد نمود ، كافى نبود . » « 33 » سايكس در جاى ديگر مىنويسد : « وقتى قشون روسها از مرز ايران عبور نمود ، نجبا و افسران با علاقه‌مندى زياد منتظر شدند ببينند چه اقداماتى بايد بكنند . شاه در حالىكه لباس سرخ يعنى ( لباس غضب ) پوشيده بود ، ظاهر شد . اشراف گمان كردند شاه فرمان مرگ كسى را صادر خواهد كرد ؛ چه رسم بود كه در چنين موقعى شاه اين لباس را بر تن مىكرد . . . اعليحضرت به طرز جدى اظهار كرد كه روسهاى بدبخت به خاك مقدس ايران تجاوز نموده‌اند . اگر ما سوارنظام گارد شخصى خود را براى حمله به آنها بفرستيم چه پيش خواهد آمد ؟ در جواب عرض كردند ، قربان ! آنها ممكن است روسها را تا دروازهء مسكو عقب برانند . شاه

--> ( 30 ) . تاريخ مفصل ايران ، پيشين ، ص 808 . ( 31 ) . تاريخ ايران ، ( سايكس ) ، ج 2 ، ص 429 . ( 32 ) . همان ، ص 453 . ( 33 ) . همان ، ص 461 .