مرتضى راوندى
478
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
اين كمك چنان در كارگران مؤثر شد كه در يك لحظه سنگ عظيم را به بالاى دروازه رسانيدند . همين نويسنده مىنويسد : شيراز پر است از داستانهاى مشابه آن دربارهء وكيل . اين تنها پادشاهى است كه من هرگز نشنيدم كسى نسبت به او بد بگويد . ستمهاى او تحت الشعاع خاطرهء احسان و محبتى كه به مردم شيراز كرد ، قرار گرفته و با مقايسه با شقاوت و مظالم اسلاف او به كلى از ياد رفته است . كنسول فرانسه در بغداد در گزارش 7 سپتامبر 1763 ميلادى خود به پاريس ، دربارهء كريم خان چنين مىنويسد : اين كشور مدتها در هرجومرج كامل به سر مىبرد و در ايالات آن ، حكام ستمگر و خودمختار حكومت مىكردند . چنين به نظر مىرسد كه امروز عظمت و آبادى سابق خود را تحت لواى كريم خان و رفتار عاقلانه و ارزش شخصى او به دست آورده است . » « 443 » « هنگامى كه 12 هزار كارگر شيرازى و غير شيرازى به فرمان وى با روى شيراز را مىكشيدند و خندق دور آن را مىكندند ، كريم خان هرروز به تماشا مىآمد و دستورهايى مىداد . يك روز در حضور وى ديگى پر از اشرفى در خندق پيدا شد ، فرمود در حضورش تمام اشرفيها را به آن دوازده هزار كارگر قسمت كردند . » « 444 » اوضاع سياسى ايران بعد از كريم خان با مرگ كريم خان ، بار ديگر امنيت و آرامش از ايران رخت بربست . زكيخان ، برادر مادرى كريم خان ، كه مردى سفاك و بيرحم بود با همدستى عليمرادخان ، ابو الفتح خان ، پسر كريم خان را به پادشاهى انتخاب كرد . مردم شيراز به گمان اينكه پادشاه جديد از روش پدر پيروى خواهد كرد ، او را محترم داشته به پادشاهى تهنيت گفتند ؛ ولى ديرى نگذشت كه وى به لهو و لعب و شرابخوارى پرداخت و از كار كشوردارى غفلت نمود . صادقخان ، برادر كريم خان چون نتوانست از راه اندرز او را هدايت كند ، به كرمان فرار كرد اما تا خبر مرگ زكيخان را شنيد ، راه شيراز پيش گرفت و ابو الفتح خان را از سلطنت بر كنار كرد ، ولى دوران قدرت او دوامى نيافت و عليمراد خان او و تمام پسرانش جز جعفر خان را از پاى درآورد . چنان كه اشاره كرديم ، آقا محمد خان قاجار پس از مرگ كريم خان ، بيدرنگ به مازندران و استراباد رفت و براى مقابله با خاندان زند به تهيهء قواى نظامى پرداخت . در همان ايامى كه عليمراد خان بعد از شكست مدعيان ، مصمم جنگ با آقا محمد خان بود ، شنيد كه پسر صادق خان ( جعفر خان ) سر به مخالفت برداشته است ؛ ناچار از تعقيب نقشهء اوليهء خود دست كشيد و آمادهء نبرد با جعفر خان شد ، ولى از بخت بد بين راه درگذشت . جعفر خان ( از 1199 تا 1203 ه . ) تا حيات داشت با مدعيان خود و مخصوصا آقا محمد خان در جنگ و كشمكش بود . در سال 1203 ه . جعفر خان مسموم شد و پسر جوان و رشيدش لطفعلى خان زمام امور را به دست گرفت و ناچار گرديد كه از آغاز كار با حريف زورمند خود ، آقا محمد خان ،
--> ( 443 ) . كريم خان زند ، پيشين ، ص 321 به بعد . ( 444 ) . همان ، ص 282 .