مرتضى راوندى

463

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

و روستاهاى ايران در مقابل اشغالگران افغان به معنى هوادارى آنان از شاهان صفوى نبوده ؛ زيرا سيستم ظلم و جور اقتصادى ، اجتماعى و ملى در دولت صفويه نارضايى عميق توده‌هاى مردم را برانگيخته بود . خلق از وطنشان در مقابل دستيازى اشغالگران بيگانه دفاع مىكردند . اين مبارزه خيلى بيشتر از عمليات قشون شاه ، افغانان و تركان را به زحمت مىانداخت . كوششهاى محمود براى تصرف يزد ( 1722 م . / 1135 ه . ) موفقيتى به دست نياورد . مردم شهر توطئهء زردشتيان را ، كه مىخواستند دروازه را به روى افغانان بگشايند ، كشف كردند . وطنپرستان خائنان را به قتل رساندند ، سپس حوالى شهر را خالى كردند و خود را فعالانه براى دفاع آماده نمودند . . . در مقر يكى از پادگانهاى خراسان ، مردم محل قيام كردند و گروه افغانان آن پادگان را قلع‌وقمع نمودند . شيخ حزين مىگويد : بسيار تعجب‌آور است كه برخى قراء در عرض هفت سال فرمانروايى افغانان ، مرتبا براى استقلال خود مبارزه مىكردند و با وجود آنهمه كوششهاى اشغالگران افغان ، مردم هرگز به آنان تسليم نشدند . به طور كلى افاغنه هرچند پيروزيهايى به دست آوردند ولى هرگز آرامش نداشتند و پيوسته در وحشت هجوم رعايا بودند . » « 414 » پيروزيهاى نظامى و سياسى نادر قلى در حقيقت ، محصول همكارى و همقدمى مردم بود « . . . در زير پرچم نادر و طهماسب ، هزاران‌هزار وطنپرست گرد آمدند . . . هنگامى كه نادر به لشكركشى اصفهان پرداخت ، با وجود اينكه روستاها ويران گرديده و علوفه‌ها و مرغزارها سوخته شده بود ، باز ساكنان دشتهاى زراعى اطراف كه پس از شكست اشرف با آذوقه و ما يحتاج خود به كوهها پناه برده بودند ، به محض مشاهدهء قشون ، گرد مىآمدند و براى آنها توشه و ما يحتاج مىآوردند . عدهء زيادى از ايرانيان فوج‌فوج براى خدمت به شاه روى مىآوردند . . . نه تنها در مورد افغانها بلكه در مقابل تركهاى عثمانى نيز غالبا مردم به سختى پايدارى مىكردند . . . در سال 1725 م . ( 1138 ه . ) به محض اينكه قشون تركيه به همدان نزديك شد ، حاكم شهر و قشون او شهر را رها كردند و گريختند . در اين هنگام ، خلق به دفاع از شهرستان برخاستند به طورى كه قشون ترك نتوانست با هجوم خود شهر را بگيرد و بناچار آن را محاصره نمود . اين محاصره قريب 14 ماه طول كشيد ، وقتى هم كه تركها موفق شدند به شهر نفوذ كنند ، در خيابانهاى شهر جنگ سختى درگرفت . مردم شهر كه از نظر سلاح در وضع بدى بودند ، ايستادگى و قهرمانى فوق العاده‌اى از خود نشان دادند ؛ حتى يك نفر از آنان هم شهر را ترك نكرد . از ميان آن دسته از مردم شهر و كشاورزان اطراف آن ، كه در هنگام فرارسيدن قشون ترك در پشت ديوارهاى شهر مخفى شده بودند ، فقط عدهء كمى زنده ماندند . حاكم خرم‌آباد نيز به محض نزديك شدن قشون ترك گريخت ولى مردم شهر كه نمىخواستند تسليم تركان اشغالگر شوند ، در كوههاى اطراف مخفى شدند . چنان كه شيخ حزين مىگويد : اگرچه تركها ايالات زيادى از جمله كردستان و غيره را به تابعيت خود درآوردند ، اما كشاورزان نمىخواستند با حكومت ترك آشتى كنند و در مقابل آنان به سختى مقاومت مىنمودند ؛ مثلا در

--> ( 414 ) . همان ، ص 58 به بعد ( به اختصار ) .