مرتضى راوندى

460

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

كردند . هريك از بيگلربيگها مواجبى در حدود هزار تومان در سال مىگرفتند . » « 409 » « به گفتهء محمد كاظم ، نادر كه به نظم امور مالى دولت توجه داشت ، نسبت به وضعيت شهرها اظهار علاقه مىكرد ، و فرمان داد كه زمينهاى باير و رها شده را آبادان كنند و دسته‌هايى از مردم را به آنجا كوچ داد . طبيعى است كه در اكثر مواقع ، چنين كوچاندنهايى باعث ويرانى و خانه‌خرابى و نابودى دهها هزار كشاورز ، شهرنشين ، و چادرنشين مىشد . تكنيك معمول در كشاورزى قرن هجدهم بسيار عقب‌مانده بود . شاردن و « رافائل ديومن » در اين مورد اطلاعات جالبى مىدهند . هرچند كه اطلاعات آنها مربوط به قرن هفدهم است با وجود اين ، بايد گفت كه در دهه‌هاى چهارم و پنجم قرن هجدهم ، هيچگونه تغيير مهمى در اين وضع پيش نيامد . شاردن ، كه شخم‌زدن در ايران را ديده ، مىنويسد : « گاو - آهنها خيلى كوچك است ، نوك آنها درواقع زمين را مىخراشد . وقتى كه گاوآهن روى زمين شيار انداخت ، آنگاه شخم زدن با يك تكه چوب و يك مالهء كوچك دندانه‌دار خاكها را نرم مىكند ، سپس با چنگ خود زمين را صاف و به كرتهاى مربع تقسيم مىكند . » براى خرمنكوبى نيز استوانه‌اى چوبى به كار مىبردند كه رويش را سنگهاى كوچك تيز نشانده بودند . اين ابزار به وسيلهء گاو نر كشيده مىشد . گاهى هم فقط گاو خوشه‌ها را لگد مىكرد . كاهها به مصرف خوراك اسب و دام مىرسيد . غله را غالبا با دستاس آرد مىكردند . عقب‌ماندگى فنى در كشاورزى حاكى از آن بود كه در نتيجهء ركود عمومى اقتصادى ، انگيزه‌اى براى تكميل ابزار كشاورزى وجود نداشت ، و لذا بازده كار اندك بود . آباد كردن زمينهاى كم‌جمعيت نيز از طريق كوچ دادن كشاورزان ساير جاها به اين زمينها ، كارى بسيار سخت و تقريبا بيفايده بود . نادر شاه نشان داد كه اقدامات عمرانى او در مرو به منظور لشكر - كشى به آسياى ميانه است . به طور كلى ، فعاليتهاى عمرانى نادر در خراسان و مرو جنبهء موضعى و محلى داشت و براى انجام نقشه‌هاى خاصى صورت مىگرفت . نادر هيچگاه به مصالح و منافع اكثريت مردم نمىانديشيد و هرگز در صدد تأمين سعادت و خوشبختى مردم برنيامد . فعاليتهاى عمرانى او هم توأم با فشار و استبداد مطلق بود . در كلات ، دربند و بعضى شهرهاى ديگر پاركها ، آرامگاه و كاخى چند بنا كردند . براى ساختن آن بناها ، مرمرهاى مورد لزوم را از ايالت آذربايجان و به‌ويژه از مراغه مىآوردند . اين كار براى كشاورزان ، كه اغلب مواد مختلف ساختمانى را روى شانه‌هاى خود حمل مىكردند ، بىاندازه كمرشكن بود . وزن برخى از تخته‌سنگهاى مرمرى به 50 خروار مىرسيد . مردم برخى از اين تخت سنگها را ايران خراب و خراج عالم مىناميدند ، زيرا چنان كه محمد كاظم مىگويد : « صرف و خرج آن از حدوحصر بيروان بود . » كالوشكين ، كه از اصفهان ديدن كرده ، مىنويسد : « تمام شهرها و روستاهايى كه من از آنها مىگذشتم ، يكسره غارت شده بود ، و به زحمت مىتوانستم آذوقه و علوفه به دست آورم و با قيمت بسيار زيادى بخرم . حالا هم نمىدانم كه چگونه خواهم توانست در اينجا بمانم ،

--> ( 409 ) . همان ، ص 70 به بعد ( به اختصار ) .