مرتضى راوندى

439

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

نادر پيروز شد و پاپالو خان قول داد كه مراتب كاردانى او را به شاه سلطان حسين اعلام كند . معلوم نيست كه پاپالو خان به وعدهء خود وفا نكرده يا دربار آشفتهء شاه سلطان حسين از ترفيع مقام نادر خوددارى كرده است ، در هرحال نادر به حاكم خراسان گفت كه : « خان مانند مرد شرافتمندى رفتار نكرده است . اين گفتار گستاخانه ، حاكم را بر آن داشت كه رفتار خود را تغيير دهد و با آنهمه ستايش از دليرى نادر ، او را سخت با چوب و فلك تنبيه كند . » « 372 » در اين ايام كه محمود شاه سلطان حسين را مجبور به تسليم اصفهان و تاج‌وتخت كرده بود ، نادر از آشفتگى اوضاع استفاده نمود و عده‌اى را دور خود جمع كرد . چند كاروان را غارت كرد و در حدود 700 نفر مرد با اراده را با خود متحد ساخت و به زورگويى و اخذ خراج از مردم پرداخت . در همان ايامى كه قواى نادرى رو به فزونى بود ، عمويش كه قلعهء كلات را در اختيار داشت ، از بيم نادر ، با او طرح دوستى ريخت و به او قول داد كه از طهماسب براى او كه مردى تبهكار و راهزن و در عين حال سردارى دلير و كارآزموده است ، در اين موقع بحرانى تقاضاى عفو كند . طهماسب نيز حكم عفو او را به كلات فرستاد . عموى نادر اين حكم را براى برادرزاده‌اش فرستاد ، ولى نادر بدون اينكه اين محبت عموى خود را منظورنظر قرار دهد ، در اولين فرصت عموى خود را كشت و مركز فرماندهى خود را كلات قرار داد . در سال 1139 ه . نادر دعوت طهماسب دوم را پذيرفت و به خدمت او درآمد . و چنان كه گفتيم ، طهماسب بىاراده را به قتل فتحعليخان قاجار ، برانگيخت و سعى كرد رقيب باشخصيت خود را از بين ببرد . براى اجراى اين نقشه ، به شاه گفت اخيرا از مكاتبهء خيانت‌آميزى كه بين خان و ملك محمود حاكم ياغى مشهد وجود داشته آگاه شده است ، و سپس نامه‌اى را كه در دست داشت به شاه ارائه داد . شاه كه تا حدى گفته‌هاى نادر را باور كرده بود و از طرفى سوگند خورده بود كه به فتحعليخان آسيبى نرساند ، سخت متحير ماند . « در اين هنگام نادر به وى گفت : اگر اعليحضرت قسم خورده است من كه سوگند نخورده‌ام ؛ و بدين ترتيب ، در اثر يك موافقت ضمنى ، تصميم بر هلاك دوست و خيرخواه خود گرفت . . . سر خان را به نوك نيزه زد و آن را به سربازان نشان داد » « 373 » و علت قتل خان را اعلام كرد و او را دشمن شاه شمرد . نادر كه از اين پس خود را طهماسبقلى ناميده بود ، ملك محمود سيستانى را شكست داد ، سراسر خراسان را مطيع خود كرد و با تسخير هرات ، به قدرت افغانهاى ابدالى پايان بخشيد و ، چنان كه گفتيم ، افغانان غلجه‌زايى و اشرف را چندبار شكست سخت داد . اشرف هنگام فرار به دست رئيس يكى از ايلات بلوچ ، كشته شد و به اين ترتيب مملكت از شر دشمنان داخلى خلاص شد . پيروزيهاى نظامى نادر روسها از تصرف ايالات ساحلى بحر خزر طرفى نبستند . پس از مرگ پطر ، دولت تزارى ايالات مزبور را به شاه طهماسب دوم بازگردانيد ، به شرطى كه شاه با نيروى نظامى خود ، از تجاوز تركها به آن نواحى جلوگيرى كند . در سال 1143 ه . لشكريان نادر تركان را شكست دادند و مناطق از دست رفته يعنى همدان ، كرمانشاه ، و آذربايجان بار ديگر به تصرف ايران درآمد . در سال 1144 ه .

--> ( 372 ) . جونس هنوى ، زندگى نادر شاه ، ترجمهء اسماعيل دولتشاهى ، ص 13 . ( 373 ) . همان ، ص 26 به بعد .