مرتضى راوندى

418

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

و عيسويان غاصب را قتل‌عام كردند و رئيس التجار پرتغالى را به دار آويختند . پس از فتح بحرين ، به‌دست لشكريان ايران و محاصرهء بندر جرون ، فيليپ سوم ، پادشاه اسپانى و پرتغال به حكم اضطرار از در دوستى درآمد و با اعزام نمايندگان سياسى و تقديم تحف و هدايا در راه به كف آوردن مناطق از دست رفته ، سعى و تلاش فراوان نمود ولى چون اسپانياييها ، بر خلاف مواعيدى كه داده بودند ، در جنگ با عثمانى قدم مؤثرى به نفع شاه عباس برنداشتند ، شاه عباس تصميم گرفت دست اسپانى و پرتغال را يكباره از جزاير و سواحل خليج كوتاه كند . پس از مذاكرات طولانى كه بين امامقليخان و نمايندگان شركت هند شرقى صورت گرفت ، طرفين موافقت كردند كه ايرانيها از خشكى و انگليسيها از دريا به قشم و هرمز حمله كنند و پس از فتح ، غنايم را به تساوى تقسيم نمايند و حاصل گمرك هرمز ، بين دو طرف تقسيم شود و اجناسى را كه انگليسها براى شاه و والى فارس وارد مىكنند ، از پرداخت حقوق گمركى معاف باشد . به اين ترتيب ، بزرگترين پناهگاه پرتغاليها در خليج ، پس از يك قرن و كسرى به تصرف ايران درآمد . » « 340 » از اين پس بندر گمبرون بندرعباس ناميده شد . و آرزوى ديرين مردم جنوب و شاه عباس در بيرون راندن اجانب از مناطق جنوب تا حدى صورت عمل گرفت . بايد متوجه بود كه بندر هرمز ، مركز صدور ابريشم و به‌طور كلى ابريشم سراسر ايران در انحصار و اختيار خزانهء شاهى بود ؛ بنابراين ، شاه عباس از لحاظ تأمين منافع شخصى نيز علاقه داشت ابريشم ايران به‌جاى آنكه از طريق تركيه يا راه ولگا - خزر به اروپا صادر شود ، از راه دريايى هرمز و جنوب افريقا به اروپا فرستاده شود ، و بالاخره در اين راه توفيق يافت . « 341 » سفارت رابرت شرلى به اروپا شاه عباس ، كه از آمدوشد سفيرانى كه از اروپا به ايران آمده يا از ايران به اروپا رفته بودند نتيجهء دلخواهى نگرفته بود ، بار ديگر رابرت شرلى را با نامه‌ها و هداياى بسيار ، همراه چند تن از بزرگان ايران به سفارت روانهء دربار پادشاهان بزرگ اروپا و پاپ كرد . با اينكه از سفارت رابرت شرلى نيز نتيجهء بزرگى حاصل نيامد ، ولى پذيرايى گرمى كه امپراتور آلمان و پاپ روم و پادشاه اسپانى از نمايندگان او كردند ، به شناسايى ايران و افتتاح روابط اقتصادى و سياسى بين ايران و اروپا كمك كرد . طرز بار دادن سفيران بيگانه شاه عباس و جانشينان او براى حفظ شخصيت خود ، مدتى دراز از پذيرفتن سفيران بيگانه خوددارى مىكردند . تحمل كردن اين رفتار ، مخصوصا براى نمايندگان دولتهاى اروپايى سخت ناگوار بود ، زيرا تا شاه آنها را بار نمىداد نمىتوانستند از خانه بيرون روند يا به مسافرت و سير و سياحت پردازند . هيچكس جز مهماندار و مأموران مخصوص شاه به ديدن آنها نمىرفت . گاه

--> ( 340 ) . مجلهء يادگار ، سال چهارم ، شمارهء 3 ، ص 22 به بعد ( به اختصار ) . ( 341 ) . براى كسب اطلاعات كافى در پيرامون مداخلات استعمارى اروپاييان در بنادر و جزاير خليج فارس ، رجوع كنيد به سلسله مقالات سرهنگ جهانگير قائم‌مقامى در مجلهء بررسيهاى تاريخى .