مرتضى راوندى

416

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

در صورتى كه به مقتضاى مصلحت نمىتوانند با تمام قوا با پادشاه ايران بر ضد سلطان عثمانى همكارى كنند ، لا اقل تا زمانى كه او با سلطان در جنگ است در نهان پشتيبان وى باشند ؛ 4 . از فرمانروايان اروپا خواسته بود كه نگذارند اسلحه و مهمات آنها به دست تركان عثمانى برسد ، 5 . در پايان ، شاه عباس از سر خيرخواهى دول اروپايى را از جنگ با يكديگر برحذر داشته بود تا بر ضد دشمن مشترك ، هم‌پيمان شوند . و در آخر ، شاه عباس به تمام پادشاهان فرنگ پيشنهاد كرد كه سفيرانى با شرايط و نقشه‌ها و پيشنهادهاى خود به ايران بفرستند ؛ چنان كه او كرده است . حسينعلى بيگ و شرلى در نهم ژوئيهء سال 1599 م ( 1008 ه . ) با همراهان از اصفهان بيرون آمدند تا از راه درياى مازندران و روسيه به اروپا بروند . همسفران آنها 14 قورچى از سواران اصيل ايرانى و 14 ملازم و يك ملا و پنج مترجم و 15 تن از همراهان آنتونى شرلى بودند . . . سى و دو شتر از دنبال اين هيئت هدايايى را كه شاه عباس براى فرمانروايان فرنگ برگزيده بود ، بر پشت داشتند . شاه سفيران خود را تا محل دولت‌آباد مشايعت كرد و در آنجا مهر طلاى خود را به سر آنتونى شرلى داد و گفت : « برادر ، هرچه را كه تو مهر كنى گرچه به قدر سلطنت من ارزش داشته باشد ، قبول دارم ! سپس روى او را بوسيد و دست برادرش رابرت شرلى را در دست گرفت و وعده داد كه در غياب سر آنتونى با او چون برادرى مهربان رفتار كند . حسينعلى بيگ و سر انتونى شرلى پس از يك ماه مسافرت از راه كاشان و قم و ساوه و قزوين به گيلان و كنار درياى مازندران رسيدند و با كشتى راه روسيه پيش گرفتند . گذشتن از درياى خزر دو ماه طول كشيد و سرانجام به بندر هشترخان و پس از دو ماه و نيم مسافرت به مسكو رسيدند . سفراى ايران پس از 6 ماه از مسكو خارج شدند و در بندر آرخانگلسك ، از بندرهاى شمالى روسيه ، به كشتى نشستند و از راه اقيانوس منجمد شمالى و سواحل نروژ عازم آلمان شدند ، و در پاييز سال 1009 ه . به شهر پراگ رسيدند . ردلف دوم باشكوه و جلال فراوان از ايشان پذيرايى كرد . سپس راه ايتاليا پيش گرفتند ، چون جمهورى ونيز در اين ايام سرگرم عقد مصالحه‌اى با دولت عثمانى بود از پذيرفتن سفير ايران خوددارى كرد . در روم بين شرلى و حسينعلى بيگ اختلافاتى ظهور كرد . به همين سبب ، پاپ آنها را جداگانه به حضور پذيرفت . پس از چندى به جهاتى ، شرلى راه فرار پيش گرفت . حسينعلى بيگ و همراهان از طريق بندر ژن و جنوب فرانسه به سوى اسپانى رفتند و پادشاه اسپانى با احترام فراوان ايشان را پذيرفت . پس از دو ماه ، نمايندگان سياسى ايران با يك كشتى اسپانيايى رهسپار خليج فارس شدند . در جريان سفر اسپانيا ملايى كه همراه جمعيت بود ، به ضرب كارد يك مرد متعصب اسپانيايى از پا درآمد و سه تن از همسفران حسينعلى بيگ به دين مسيح گرويدند و سفير ايران از اين وقايع سخت پريشان و ناراحت شد . با اينكه از مسافرت شرلى و حسينعلى بيگ نتايج مطلوب به‌دست نيامد ، ولى كمابيش حكومت ايران به كشورهاى بزرگ اروپايى معرفى گرديد ؛ مخصوصا پذيراييهاى شايسته‌اى