مرتضى راوندى
406
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
كردم . . . شاه نگاهى تمسخرآميز به من افكند و قهقهه آغاز كرد . « 322 » سر توماس هربرت ، سفير چارلز اول پادشاه انگلستان ، كه در سال 1036 هجرى به ايران آمده است ، در سفرنامهء خود مىنويسد : « . . . شاه عباس كه همهجا ثروت و تجمل دربار و دارايى خويش را به رخ ما كشيده بود ، لباس پنبهدوزىشدهء بسيار سادهاى دربر داشت ، گويا مىخواست به ما بگويد كه شخصيت و بزرگيش بيشتر به صفات پسنديده و سياست و تدبير عاقلانهء او بسته است نه به ديبا و جواهر و مرواريد . » « 323 » سياست اقتصادى شاه عباس اول « فرامين شاه عباس اول كه بهدست ما رسيده نشان مىدهد كه وى به بعضى از شهرها حق مصونيت ( معافى ) مالياتى داده بود و تمام شهريان را از انواع مالياتها و عوارض معاف ساخته بود . سياست تقويت موقع اقتصادى نواحى مركزى ايران ، كه شاه عباس تعقيب مىكرد ، نتيجهء انتقال زمام امور سياست از دست فئودالهاى چادرنشين ترك بهدست مأموران عاليمقام كشورى ايرانى بود كه با كشاورزى ديوانى و بازرگانى خارجى و سران تجار ايرانى ارتباط نزديك داشتند . يكى از مظاهر بارز اين سياست ، تخريب شهر ارمنىنشين جلفا ( جولاخ ) و انتقال اجبارى مردم آن به اصفهان بود . هدف اين اقدام ، انتقال مركز بين المللى تجارت ابريشم ( جلفا اين مقام را داشت ) به ايران و احداث راه كاروانرو تجارت ابريشم از طريق اصفهان و بندرعباس به خليجفارس بود . شاه عباس براى ارمنيان جلفا در نزديكى اصفهان جلفاى نوى بنا كرد و به مردم شهر تازه ، اجازه داد كه در امور داخلى شهرى مستقل و مختار باشند و آنان را از عوارض معاف نمود . هنگام انتقال ارمنيان از جلفا به اصفهان از 15 هزار خانوار فقط سههزار خانوار به اصفهان رسيدند و باقى در راه بر اثر گرسنگى و بيمارى و حملات ايلات چادرنشين تلف شدند . بازرگانان بزرگ ارمنى جلفا ، كه در تجارت صادراتى ابريشم دلال شاه بودند ، امتيازات فراوان از وى دريافت داشتند . ابريشم خام و منسوجات ابريشمى بزرگترين متاع صادراتى ايران بود . . . شاه عباس كه مايل بود عدهء نفوس كشور ايران را افزايش دهد ، از آذربايجان و ارمنستان و گرجستان صنعتگران و كشاورزان را به كشور خويش منتقل مىساخت . يك هدف ديگر اين اقدام فرونشاندن پايدارى مردم نواحى غيرايرانى كشور صفوى و تضعيف آن سرزمينها بود . در سال 1605 م . ( 1014 ه . ) قريب 70 هزار نفر ارمنى و آذربايجانى از ناحيهء نخجوان به داخل ايران تبعيد شدند كه اكثر آنان در ميان راه جان سپردند . اين تبعيد به اصطلاح « بويوك سورگون » يعنى تبعيد بزرگ بود . » « 324 »
--> ( 322 ) . ايترپرسيكوم ، سفرنامهء تكناندر فن دريابل ، ترجمهء شارلشفر ، چاپ پاريس 1877 ، ( به نقل از : زندگانى شاه عباس اول ، ج 2 ، ص 83 ) . ( 323 ) . همان ( به نقل از همان مأخذ ، همان صفحه ) . ( 324 ) . تاريخ ايران از دوران باستان تا پايان سدهء هجدهم ، پيشين ، ج 2 ، ص 553 .