مرتضى راوندى

360

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

« امير تيمور گوركان ، زيد عمره : و ملك پادشاه فرانس صد هزار سلام و آرزومندى از اين محب خود ( مقصود امير تيمور است ) قبول فرمايد با جهان آرزومندى بسيار . بعد از تبليغ ادعيه ، راى عالى آن امير كبير ( يعنى پادشاه فرانسه ) را نموده مىشود كه برادر فرانسوا تعليم ده بدين طرف رسيده و مكاتيب ملكانه را آورد و نيكنامى و عظمت و بزرگوارى آن امير كبير را عرضه كرد ، عظيم شادمان شديم ، و نيز تقرير كرد كه با لشكر انبوه روانه شد . بارى تعالى دشمنان ما را و شما را قهر و زبون كرد . من بعد برادر ژان اسقف سلطانيه به خدمت فرستاده شد وى به خدمت تقرير كند هرچه واقع شد . اكنون توقع از آن امير كبير داريم كه دائما مكاتيب همايون فرستاده شود و سلامتى آن امير كبير باز نمايد تا تسلى خاطر حاصل آيد . ديگر مىبايد كه بازرگانان شما را بدين طرف فرستاده شود كه اين جايگه ايشان را معزز و مكرم سازيم و نيز بازرگانان ما بدان طرف رجوع سازند ، ايشان را نيز معزز و مكرم سازند و بر ايشان كسى زور و زيادتى نكند ؛ زيرا دنيا به بازرگانان آبادانست . زيادت چه ابرام نمايم ، دولت باد در كامرانى بسيار سال ، و السلام . تحرير فى غرة محرم المكرم سنهء خمس و ثمان مائة الهجريه » « 251 » با تمام اصلاحاتى كه سيلوستر دوساسى و استاد محمد قزوينى در اين نامه كرده‌اند ، مطالب آن خالى از ابهام و تعقيد نيست . جانشينان تيمور تيمور كه در دوران حيات خود كشورهاى زيادى را از هندوكش تا درياى مديترانه ويران كرده بود ، در سال 1405 م . ( 807 ه . ) ديده از جهان فروبست . وى نوهء خود پير محمد ، فرزند جهانگير ، پسر بزرگ و متوفاى خود را به جانشينى انتخاب كرد . سران حكومت تيمورى پير محمد را شايستهء سلطنت نديدند و نوهء ديگر تيمور ، خليل سلطان ، را به فرمانروايى برگزيدند ، ولى با اين انتخاب جنگ ميراث‌خواران تيمور پايان نيافت . در اين مبارزه سرانجام شاهرخ ، پسر كوچك تيمور ، كه در دوران حيات پدر حكومت خراسان را به او داده بودند ، پيروز شد و پس از تصرف سمرقند ، مدت 43 سال حكومت كرد . وى چون پدر ، درنده خوى نبود ، به همين جهت ، به تعمير خرابيها پرداخت و در مرو و هرات به عمران و آبادى مشغول شد و زنش ، گوهرشاد آغا ، مسجد معروفى در مشهد به نام خود بنا نمود . پس از شاهرخ ، فرزندش ، الغ بيگ ، به پادشاهى رسيد . وى كه سلطانى عالم و دانشمند بود غير از فعاليتهاى فرهنگى به تشويق علما و منجمين همت گماشت ، و به يارى آنان زيج معروف الغ بيگى برپا گرديد . در سال 853 ه . ميرزا عبد اللطيف پسرش بر وى شوريد و او را دستگير و مقتول نمود . دوران حكومت عبد اللطيف بسيار كوتاه بود و سال بعد ، در شكارگاه به دست نوكران الغ بيگ ، كشته شد . پس از مرگ الغ بيگ ، مظاهر فئوداليسم و جنگهاى شاهزادگان و حكام تا ده سال دوام يافت ، تا سرانجام ابو سعيد نوادهء ميرانشاه ، پسر امير تيمور ، چندى بر اوضاع مسلط شد .

--> ( 251 ) . بيست مقاله ، پيشين ، ص 50 به بعد .