مرتضى راوندى

354

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

عهده گيرد و در اين لحظات سخت ، در برابر خاص و عام قبول مسؤوليت نمايد ؟ ما در مقابل كسى سر تعظيم فرود مىآوريم كه اين مسؤوليت خطير را به عهده گيرد ، زيرا دشمن دقيقه به دقيقه به ما نزديك مىشود . » در پاسخ دعوت مولانا زاده ، متنفذين شهر مهر سكوت بر لب زدند . مولانا زاده به سخن خود ادامه داده گفت : « چون هيچكس حاضر نيست كه مسؤوليت دفاع شهر را به عهده بگيرد ، اگر من اين كار را تعهد كنم به من كمك خواهيد كرد ؟ » تمام كسانى كه در آنجا مجتمع بودند موافقت خود را اعلام كردند و مولانا دفاع شهر را به عهده گرفت . اهالى سمرقند تصميم گرفتند كه به قيمت جان خود مغولهاى غارتگر را به شهر راه ندهند . به اتفاق مولانا زاده دو تن ديگر فعاليت مىكردند ، يكى از آنها مولانا خردك بخارى كه در تيراندازى استاد بود و ديگرى پينه‌دوزى به نام ابو بكر كلوى كه ، در ادارهء سازمان دفاعى شركت جستند . نقشهء دفاع شهر به طرز عاقلانه‌اى تنظيم شده بود . در نقاط مرتفع عده‌اى ديده‌بان مأمور مراقبت بودند تا نزديك شدن پيشقراولان دشمن را اعلام كنند . شهر به چند منطقهء دفاعى تقسيم شده بود . غير از يك خيابان عريض ، كه راه ورودى به شهر بود ، ساير كوچه‌ها را سنگربندى كرده بودند و در هردو طرف اين خيابان ، سنگرهاى مستحكمى درست شده بود كه در پشت آن ، جنگجويانى كه به نيزه و كمان و ساير سلاحها مجهز بودند ، قرار داشتند . در انتهاى خيابان ، خود مولانا - زاده موضع گرفته بود و صد نفر از بهترين جنگجويان در اطراف او قرار داشتند . به اهالى شهر دستور داده شده بود كه نخوابند و در مناطقى كه به آنها واگذار شده مراقبت و ديده‌بانى كنند . مغولها كه از فرار امير تيمور و امير حسين باخبر بودند ، گمان كردند كه شهر بلا دفاع است ، لذا موقعى كه به سمرقند رسيدند بدون رعايت احتياط ، وارد خيابان اصلى شهر شدند . هنگامى كه به موضع مولانا زاده نزديك شدند ، علامت يورش عمومى داده شد . مغولها از سه طرف مورد تعرض قرار گرفتند . مدافعين شهر ، كه پشت سنگرها قرار داشتند ، سپاهيان دشمن را مورد سنگباران و حملهء سرنيزه قرار دادند . دشمن با دادن صد اسير و عدهء زيادى كشته و زخمى راه فرار پيش گرفت . روز بعد ، اشغالگران با رعايت احتياط هجوم خود را تكرار كردند و با آنكه از تمام حيله‌هاى جنگى از قبيل فرار مصنوعى و برگشت ناگهانى استفاده كردند ، موفقيتى به دست نياوردند . در نتيجه به حكم اجبار در اطراف شهر اردو زدند و به محاصرهء شهر پرداختند ولى از اين كار هم نتيجه‌اى نگرفتند و در اثر شيوع مرض طاعون اسبى ، عده‌اى از سپاهيان كوچ‌نشين مغول مردند و بقيه با حسرت ، به غارت دهات اطراف اكتفا كرده و مراجعت كردند . مردم پس از آنكه خاك خود را از وجود دشمن پاك كردند ، به تسويهء حساب خود با استثمار - گران محلّى مشغول شدند . جنبش اهالى سمرقند در تاريخ و ادبيات به نام جنبش سربداران معروف است ، ولى اصطلاح سربداران چنان كه قبلا ديديم ، قبل از سال 1337 - 1336 م . ( 738 - 737 ه . ق . ) با قيام مردم سبزوار و خراسان عليه خانهاى مغول و ملاكين بزرگ پيدا شد . مورخين دورهء تيمورى قيام‌كنندگان سمرقند را مردمى ماجراجو و آشوب‌طلب مىخواندند ، زيرا اين جماعت عليه حكومت قانونى قيام كرده بودند . پس از آنكه خبر عقب‌نشينى مغولها از سمرقند به تيمور رسيد ، او فورا با امير حسين