مرتضى راوندى
314
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
حكومت مركزى مسؤول وصول منظم مالياتها و تحويل وجوه به خزانه بودند . معمولا وصول ماليات به مقاطعه واگذار مىشد و مقاطعهكار مىتوانست ، بلامانع و بدون اينكه نظارتى در اعمال او به عمل آيد ، مردم را غارت كند . » « 200 » گردآورى ماليات « جمعآورى ماليات در ايالات و بلاد ، با اقدامات بيرحمانه و فوق العاده توأم بود ، و در واقع با يك لشكركشى جنگى كوچك مشابهت داشت . مبالغى كه از مردم مأخوذ مىگرديد به ارقام سرسامآورى سر مىزد . بنا به گفتهء حمد اللّه مستوفى قزوينى ، درآمد دولت كه در سال 1295 م . ( 695 ه . ) برابر 1700 تومان بود ( هر تومان ده هزار دينار ) به اضافهء مبلغى هنگفت به جيب مأموران و مقاطعهكاران و اميران فئودال مىرفت ، زيرا كه ماليات نواحى ، كه جزو اقطاع فئودالها بود ، گرچه توسط مأموران دولت وصول مىشد ، ولى وارد خزانهء دولت نمىگشت بلكه در اختيار فئودالها گذاشته مىشد . ادارهء مركزى گذشته از ديوان عالى ، ديوانهاى ديگرى داشت و از آن جمله ديوان « اينجو » بود ، كه ادارهء امور املاك منقول و غير منقول شخصى خان و كسان او را عهدهدار بود . مبالغ هنگفتى كه وارد خزانهء خان مىشد ، صرف نگهدارى خدمتگزاران اقامتگاه وى و كسان او و مخارج شاهزادگان و بزمهاى باشكوه و نگهدارى لشكريان مىگشت . . . . سران نظامى زندگى چادرنشينى داشتند و به اقتضاى فصل به ييلاق و قشلاق مىرفتند و سخت به ياساى چنگيزى و سنن زندگى چادرنشينى علاقهمند بودند . با اين حال نمايندگان اديان گوناگون و گروههاى مختلف سعى مىكردند خان مغول را به معتقدات مذهبى و راه و رسم خود متمايل سازند . . . . مأموران كشورى ايران كه در رأس دستگاه ادارى قرار داشتند ، مىكوشيدند تا دولتى نيرومند و متمركز تأسيس كنند و دستگاه خلافت و دولت غزنويان را كه خود نمونهاى از دولت ساسانيان بود ، سرمشق خويش قرار دهند و قدرت خان را محكم و استوار سازند و او را به قبول اسلام تبليغ كنند و شيوهء مالياتى و ميزان مال الاجاره و مالياتها را تحت نظم و حساب معينى درآورند و در عين حال ، عليه تفوق و نفوذ اعيان چادرنشين مغول و تمايلات گريز از مركز آنان و تبذير و ريخت و پاش كسان خان مبارزه مىكردند . روش مأموران كشورى ايران در برابر رعايا و شهريان از ديرباز بهرهكشى شديد بود ، ولى هرگز كار را به فقر و ورشكستگى كامل روستاييان و تباهى نيروهاى توليدى نمى - كشانيدند . » « 201 » در حالى كه اعيان چادرنشين در راه ديگرى سير مىكردند و براى از هم پاشيدگى و عدم تمركز دولت تلاش مىنمودند ، از اواخر عهد هلاكو آثار انحطاط در قدرت مغولان به چشم مىخورد . مغولان كه به نيروى جنگى خود سخت مىباليدند ، در رمضان 658 در محل « عين جالوت » ( در فلسطين ) شكست سختى از مسلمانان خوردند و براى هميشه از تسخير مصر و شام چشم پوشيدند .
--> ( 200 ) . همان ، ص 378 و 379 ( به اختصار ) . ( 201 ) . همان ، ص 379 تا 382 ( به اختصار ) .