مرتضى راوندى

311

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

حال مردم توجه نمىكردند تا جايى كه به فرمان هلاكو سپاهى براى سركوبى ملك مظفر فرستاده شد و اين پادشاه ستمگر به قتل رسيد ؛ ولى اين سلسله تا سال 756 ه . به حيات خود ادامه داد . علاوه بر اين ، اتابكان يزد و آل كرت كه مركز حكومت آنها هرات و منطقهء نفوذ آنان گاه تمام نواحى شرقى خراسان و افغانستان و سيستان را شامل مىشد ، مانند اتابكان سلغرى ، با حسن سياست و قبول ايلى مغولان ، تا سال 783 ه . منطقهء نفوذ خود را از حملهء متجاوزان حفظ كردند . قراختائيان كه منطقهء قدرت آنان كرمان بود و سلسله‌هاى پادشاهان مسلمان هند ، كه در قرن هفتم و هشتم در قسمتى از شبه جزيرهء هندوستان حكومت كرده‌اند ، از لحاظ كمك بزرگى كه به علما و دانشمندان ايرانى كرده‌اند ، شايان توجه و قابل ذكرند . از سلسله‌هاى كوچك ديگرى كه در اين دوران به حكومت رسيده‌اند ، نظير آل مظفر كه تا 795 در فارس و كرمان فرمانروايى مىكردند ، و ايلكانيان يا آل جلاير و چوپانيان و ملوك مازندران ، براى رعايت اختصار سخنى نمىگوييم و فقط يادآور مىشويم كه غير از سرزمين فارس ، كه از بركت تدبير اتابكان سلغرى ، سكنهء آن در امن و امان مىزيستند ، در خاك هندوستان يعنى در حوزهء قدرت پادشاهان دهلى و امراى سند و بنگاله ، كه مماليك غوريه در آن بساط فرمانروايى گسترده بودند ، نيز مردم از امنيت و آرامشى نسبى برخوردار بودند ، و اگر در سرزمين فارس مردانى چون افصح المتكلمين سعدى شيرازى و شمس قيس رازى داد سخن مىدادند ، در خاك هندوستان نيز جمعى از علما و شعرا و مردم ديوانى از گوشه و كنار گرد آمدند و آثار و كتب گرانقدرى از خود به يادگار گذاشتند . علاوه بر آنچه گفتيم ، سلاجقهء روم نيز با حسن تدبير و قبول ايلى ، از هجوم مغول به آسياى صغير جلوگيرى كردند ، و اين وضع خاص روم يا آسياى صغير به اهل علم و مردم با اراده‌اى كه براى ادامهء فعاليتهاى علمى و اجتماعى ، محل امن و آرامى جستجو مىكردند ، فرصت و امكان داد تا با تحمل رنج فراوان طى منازل كنند و در بلاد معمور و آرام اين سرزمين رحل اقامت بيفكنند . بهاء الدين محمد بلخى ، شمس تبريزى ، و برهان الدين محقق ترمذى و قاضى سراج الدين ارموى و ده‌ها عالم و دانشمند ديگر به شهرهاى آسياى صغير روى آوردند و آثار منظوم و منثور فراوانى از خود به يادگار گذاشتند . حكومتهاى كوچك در ايران چنان كه يادآور شديم ، آخرين پادشاهان ايلخانى قدرت و نفوذ چندانى نداشتند . پس از آنكه سلطان محمد خدابنده درگذشت ، پسرش ابو سعيد در 13 سالگى به حكومت رسيد . امرا و زورمندان محلى ، كه منتظر فرصت بودند ، هريك در منطقه‌اى از ايران علم استقلال برافراشتند ؛ از آن جمله امير چوپان در خراسان و شيخ حسن بزرگ معروف به حسن ايلكانى در مغرب ايران ، و سربداران در قسمتى از خراسان ، و فرزندان امير مظفر در فارس و كرمان ، راه استقلال پيش گرفتند و ما از ميان اين سلسله‌هاى كوچك از سربداران كه جنبشى ملى و اجتماعى پديد آورده بودند ، اندكى به تفصيل سخن مىگوييم . مظاهر فئوداليسم در اين دوره غير از سلسله‌هاى بزرگ و كوچكى كه در ايران بعد از اسلام در نقاط مختلف خاورميانه به حكومت و فرمانروايى رسيده‌اند ، خاندانهاى مهم و با نام و نشانى نظير خاندان آل برهان در بخارا ، خاندان آل خجند