مرتضى راوندى

301

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

حوزهء فرمانروايى خود بازگشت . در اين ايام ، نه تنها در ايران رجال ايرانى در سياست مداخله داشتند بلكه در دستگاه مركزى مغول نيز مردانى چون امير فخر الدين از بزرگان خراسان ، امير عماد الدين در خدمت خان مغول بودند . پس از مرگ اكتاى ، دشمنان اصلاحات موقتا پيروزى يافتند ، و گرگوز را از كار بر كنار و مقتول ساختند در مدت چهار سال و نيمى كه هميشه اكتاى ، توراكينا ، و نديمهء او ، فاطمه ، قدرت را در دست داشتند ، يك رشته كارهاى مختلف به سود جناحهاى ذينفوذ انجام گرفت ، تا سرانجام ارقوريلتاى بزرگ ، كيوك ، فرزند توراكينا خاتون ، به زمامدارى رسيد . پس از كشته شدن گرگوز ، امير ارغون مأمور ايران گرديد و دنبالهء كارهاى گرگوز را گرفت . به تمام شهرها سفر كرد ، مشكلات كار را ديد ، و سعى كرد كه قوانين مالياتى در همه‌جا يكسان اجرا شود . و به قول جهانگشا براى آنكه حسن نيت خود را نشان دهد مالياتى را كه شرف الدين وزير ستم پيشهء او از بيوه زنان گرفته بود از اموال خزانه به آنان پس داد . » « 185 » از كارهاى مهم وى ، يكى هم بناى ديوانخانه يا مقر حكومتى در پايتخت بود كه تا اين زمان محل معينى نداشت ؛ بدين‌معنى كه هر حاكمى در خانهء خود ديوانخانه‌اى مستقر مىساخت و هنگامى كه در مىگذشت ، ديوانخانه به خانهء حاكم جديد منتقل مىشد . ارغون به سبك ايرانى ، اين رسم مغولى را ، كه امور در چادر خوانين حل و فصل مىشد ، بر هم زد و كارهاى حكومت در مقرى واحد متمركز گرديد . علاوه بر اين ، در عمران هرات و بازگردانيدن اسرا و احياء صنعت و كشاورزى هرات ، قدمهاى مؤثرى برداشت . در دوران حكومت ارغون ، بهاء الدين جوينى همچنان در مقام صاحبديوانى باقى ماند و علاوه بر آن ، قائم‌مقام او در ايالات مفتوحهء مغول در غرب ايران گرديد . در همين دوره است كه عطا ملك پسرش را كه بيش از 17 يا 18 سال نداشت به عنوان دبيرى در دستگاه حكومتى وارد كرد ، و عطا ملك قريب ده سال دبير مخصوص ارغون بود و در چند سفر به مغولستان و چين او را همراهى كرد . طى همين سفرها بود كه عطا ملك بر اوضاع و احوال آن حدود و دستگاه امپراتورى آگاه گرديد و كتاب خود را بر مبناى همين اطلاعات داخلى و خارجى نگاشت . در اينجا ذكر اين نكته ضرورى است كه رجال و زمامداران ايرانى در مال‌اندوزى و آزمندى ، دست كمى از مخدومان خود نداشتند . عطا ملك جوينى مورخ نامدار ، در حق پدر خود ، بهاء الدين جوينى ، چنين داورى مىكند : « هنگامى كه پدرم به شصت سالگى رسيد ، قواى شره و حرص را سست كرده و با خويش مقرر كرده كه باقى عمر پاى در دامن قناعت كشد و تدارك ايام لهو و بطالت كند . » « 186 » طبيعى است چنين رجالى كه اسير مال و جاهند نمىتوانستند چنان كه انتظار مىرود به نفع كشاورزان و پيشه‌وران يعنى طبقات ستمكش و محروم ايران قدم مؤثرى بردارند . ايرانيان مقيم چين مىدانيم كه در دورهء تهاجمهاى مغول به ايالات مختلف ، صنعتگران ، علما ، و روحانيان طراز اول از قتل و غارت در امان مى - ماندند و به پايتخت فرستاده مىشدند تا دستگاه حكومت از آنان

--> ( 185 ) . ج 2 ، ص 159 . ( 186 ) . همان ، ص 136 .