مرتضى راوندى

291

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

قبل از اينكه تصميم خود را عملى سازند مردم سه هزار تن از اين قوم وحشى را به قتل رسانيدند . در منطقهء خوارزم ، مردم ماهها ، شجاعانه در برابر مغول مقاومت كردند و پس از سقوط شهر خوارزم ، مردم دلاور اين خطه دست از پايدارى برنداشتند . در همين شهر بود كه چنگيز خونريز به شيخ نجم الدين پيغام فرستاد كه : من خوارزم را فتح خواهم كرد ، آن بزرگ بايد كه از ميان ايشان بيرون آيد و به ما پيوندد . شيخ رحمة اللّه عليه در جواب گفت كه : هفتاد سال با تلخ و شيرين روزگار در خوارزم با اين طايفه به سر كرده‌ام اكنون كه هنگام نزول بلاست ، اگر بگريزم از مروت دور باشد . بعد از آن او را در ميان كشتگان بازنيافتند . « 162 » دكتر غلامحسين يوسفى ، ضمن مطالعهء اوضاع اجتماعى در آثار رشيد الدين فضل اللّه ، رفتار مردانه و شجاعانهء شيخ نجم الدين را با عمل سلطان عز الدين روم مقايسه مىكند و مى - نويسد : « وى كه از رنجش هولاكو در بيم بود ، در شعبان سال 656 ه . پس از تسلط ايلخان بر بغداد ، در حدود تبريز به دو رسيد و خواست به دقايق حيل خود را . . . مستخلص گرداند ، فرمود تا موزه‌اى دوختند به غايت نيكو و پادشاهانه ، و صورت او را بر نعلچه نقش و در ميانهء تكشميشى آن را به دست پادشاه داد . چون نظرش بر آن نقش افتاد . . . زمين بوسيد و گفت : مأمول بنده آن است كه پادشاه به قدم مبارك سر اين بنده را بزرگ گرداند . . . هولاكو او را بخشيد . » « 163 » براستى اگر شيخ مظهر مردى و انساندوستى است ، عز الدين الگوى زبونى و دونى است . از مطلب دور نشويم ، سخن از مقاومت مردم خوارزم و روش جوانمردانهء شيخ - نجم الدين بود ؛ پس از آنكه در نتيجهء جنگ و پايدارى مردم سه هزار تن از مغولان كشته شدند ، قواى كمكى مغول به خوارزم رسيد و سرانجام ، پس از چهار ماه محاصره ، دروازه‌هاى شهر گشوده شد و چنگيزيان احدى از مردم شهر را زنده نگذاشتند . سكنهء مرو نيز مدت پنج ماه در مقابل دشمن پايدارى كردند ، به همين علت ، مغول پس از دست يافتن به اين ناحيه به احدى ابقاء نكرد . جوينى مىنويسد : « . . . خواص و عوام را از كرام و لئام به صحرا مىراند ، چهار شبانه روز خلق بيرون مىآمد . . . زنان را از مردان جدا كردند . اى بسا پريوشان را كه از كنار شوهران بيرون مىكشيدند و خواهران را از برادران جدا مىكردند و فرزندان را از كنار مادران مى - ستدند ؛ بر هيچكس از زن و مرد ابقاء نكردند . » « 164 » تسخير نيشابور در سال 618 هجرى ، شهر نيشابور مواجه با حملهء مغول گرديد . سكنهء اين شهر تاريخى ، با وجود قحطى ، مردانه پايدارى كردند .

--> ( 162 ) . رشيد الدين فضل اللّه همدانى ، جامع التواريخ ، ص 373 به بعد . ( 163 ) . همان ، ( ك ) 2 / 717 ، ( به نقل از : مجموعهء خطابه‌هاى تحقيقى ، ص 362 . ) ( 164 ) . همان ، ص 127 .