مرتضى راوندى
20
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
در سال دوم هجرى ، مأمورين مخصوص حضرت به او اطلاع دادند كه قافلهء مهمى از قريش از شام به سوى بدر ( بدر نام چاه آبى است ) مىآيد و رياست آن با ابو سفيان است . حضرت بيدرنگ مسلمين را به دستبرد و غارت آن قوافل ترغيب كرد و مسلمين هم با علاقهء فراوان اطاعت كردند . ابو سفيان از اين جريان سخت نگران گرديد و از زعماى مكه مدد خواست . قريش مكه با 950 نفر و صد اسب به محل بدر روى آوردند . مسلمين با آنكه فقط 313 تن بودند ، به همراهى حضرت به مقابله با آنان شتافتند و با شهامت و دلاورى حضرت امير و ساير مسلمانان ، دشمنان شكست سختى خوردند . در نتيجه مقام و موقعيت مسلمانان در جزيرة العرب بيش از پيش بالا رفت . در جنگ بدر ، هفتاد نفر از سران قريش كشته و هفتاد تن اسير شدند . كشتگان را در چاهى انداختند . در سر تقسيم غنايم ، ميان اصحاب رسول اختلاف افتاد . حضرت با اعلام سورهء 8 « انفال » ، آيهء يكم ، به اختلافات پايان داد . غنايم را گردآورى كردند و حضرت آنها را بطور متساوى بين سربازان تقسيم كرد . پس از جنگ بدر ، دو تن از منافقين و مخالفان پيغمبر ، كه بر ضد او شعر گفته بودند ، به دست پيغمبر كشته شدند و جمعى از يهوديان ، كه از قبول آيين جديد سر باز مىزدند ، در طى جنگى مغلوب و اموالشان به غنيمت مسلمانان درآمد و از خرد و بزرگ به سرحد شام تبعيد شدند . و در سال سوم هجرت ، حضرت دستور داد هركه را از رجال يهود بيابند بكشند . « 31 » در نتيجهء جنگ بدر ، موقعيت طبقاتى پيروان حضرت تغيير يافت . گذشته از غنايمى كه در طى جنگها به كف مىآوردند ، از هريك از اسيران مبلغ معتنابهى به نام فديه مىگرفتند و به آنها آزادى مىبخشيدند . چون هريك از مسلمين از اين جنگها سود شايان مىبردند ، علاقهشان به جنگهاى مذهبى فزونى مىگرفت ؛ چه آنها معتقد بودند كه در طى غزوات به يكى از دو سعادت نايل خواهند شد : اگر كشته شوند به بهشت خواهند رفت و اگر بر دشمن چيره شوند ، غنيمت كلانى نصيب آنها خواهد شد . براساس اين فكر ، هدف مسلمانان جنگ بود . اگر در موردى حضرت با جنگ روى موافق نشان نمىداد ، مسلمانان سخت آشفته و عصبانى مىشدند و گاه از حضرت دورى مىگزيدند ؛ تا جايى كه گاه پيشواى اسلام ناچار مىشد بار ديگر با آنان بيعت كند . در غزوات مسلمين عليه كفار ، قتل و غارت و به اسارت و بردگى بردن زن و فرزند مخالفان ، امرى مباح بود ؛ چنان كه در سال ششم هجرت پس از آنكه زيد بن حارثه با پانصد كس مأمور جنگ با طايفهء جذام شدند ، هزار شتر و پنجهزار گوسفند و صد زن و ده بچه اسير گرفتند . بعد معلوم شد كه بين بنى جذام و حضرت پيماننامهاى منعقد شده است . ناچار اموال و اسيران را به قوم مسترد داشتند . در شعبان همان
--> ( 31 ) . دكتر على اكبر فياض ، تاريخ اسلام ، ص 98 .