مرتضى راوندى
269
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
از تو مىگويند هر روزى دريغا جور دى * وز تو مىگويند هر سالى دريغا ظلم پار . . . گه ز مال طفل مى زن لوتهاى معتبر * گه ز سيم بيوه مىخر جامههاى نامدار . . . رابطهء دستگاه خلافت با امرا و سلاطين ايرانى و ترك سلسلههاى محلى و ملى كه پس از پايان قدرت طاهريان روى كار آمدند ، با حكومت خلفا در ايران موافق نبودند . پس از آنكه نيروى نظامى يعقوب به نيشابور نزديك شد ، طاهر سفيرى نزد يعقوب فرستاد و گفت اگر به فرمان امير المؤمنين آمدهاى فرمان او عرضه كن و گرنه بازگرد . يعقوب در جواب او شمشير خود را از نيام بيرون كشيد و گفت : « فرمان من اين است » . در همان ايامى كه طاهريان خليفه را به عزل يعقوب برمىانگيختند ، يعقوب لشكر به بغداد كشيد كه خلافت را يكسره براندازد ولى شكست خورد . در اين حال ، الموفق باللّه رسولى نزد يعقوب فرستاد تا مگر به اختلاف پايان دهد . يعقوب چون از پيام خليفه آگاهى يافت ، در پاسخ او گفت : « به خليفه بگوى كه ميان من و تو جز اين شمشير نيست . » در تاريخ سيستان مىخوانيم كه « يعقوب بسيار گفتى كه دولت عباسيان بر غدر و مكر بنا كردهاند . نبينى كه به ابو سلمه ، ابو مسلم و آل برامكه و فضل بن سهل ، با چندان نيكويى كايشان را اندر آن دولت بود ، چه كردند ؟ كس مباد كه بر ايشان اعتماد كند . » سامانيان در دورهء حكومت صد سالهء خود با خلفاى عباسى مدارا مىكردند و در نتيجهء جنگى كه بين سامانيان با صفاريان و ديالمه درگرفت ، موقعيت خلفاى عباسى تحكيم گرديد . آل بويه در راه اضمحلال قدرت خلفاى عباسى سعى و تلاش بسيار كردند . احمد يكى از فرزندان بو شجاع پس از تسخير بغداد ، مستكفى را از تخت خلافت به زير افكند و در سراى خود زندانى كرد تا بمرد . پس از استقرار حكومت غزنويان و نفوذ تركان در شرق نزديك ، قدرت خلفا بار ديگر احيا گرديد . غزنويان بر خلاف صفاريان و آل بويه و سامانيان ، به جاى پيروى از سياست ملى و نژادى ، از يك سياست مذهبى پيروى كردند ؛ به اين ترتيب كه سلاطين غزنوى و سلجوقى چون در ايران پايگاه ملى و اجتماعى نداشتند ، با قبول مذهب اهل سنت ، و بيعت با خلفاى عباسى و حمايت جدى از آنان ، بنيان قدرت سياسى خود را استحكام بخشيدند . محمود با پيروزيهاى سياسى به كسب خلعت و فرمان از خليفه توفيق يافت و اجازه داد در روى سكه نام او و خليفه را نقش كنند . رفتار محمود و مسعود با خليفهء بغداد دوستانه بود ، اعمال وحشيانهء محمود با اسماعيليان و قرمطيان بيشتر براى جلب محبت خليفه بود . وضع خلفاى عباسى در آغاز روى كار آمدن سلجوقيان ، سخت وخيم بود . « پيشرفتهاى سريع قواى فاطميان به جانب بغداد و تبليغات شديد آنان در ايران و شام ، حتى در بغداد ، وضع را روزبهروز بر اهل سنت دشوارتر مىكرد و مقدمات سقوط خلافت عباسى را فراهم مىنمود . و عاقبت هم اين امر به همدستى ابو الحارث البساسيرى و طرفداران خليفهء فاطمى به سال 448 امكان پذيرفت . » و اگر حملهء طغرل بر بغداد و انهزام البساسيرى و برانداختن طرفداران خليفهء فاطمى در همين اوان صورت نمىگرفت ، خلافت عباسى به كلى انقراض يافته و از ميان رفته بود . . . پس از آنكه طغرل به سركشى و طغيان ابراهيم ينال پايان داد دوباره لشكر به