مرتضى راوندى
233
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
دورهء آخرين امراى سامانى به وقوع پيوست ، تبعيت كامل دستگاه ادارى از امراى سپاه بود . نوح بن - نصر براى جلوس به تخت سلطنت مجبور شد با فرماندهان گارد آشتى و سازش كند ، و قدرت امراى بعد از وى نيز متكى به حمايت فرماندهان سپاه بود ؛ و امراى سامانى با وقوف بر اين امر بود كه به سرداران رشوه و پاداش مىدادند . با وجود اين ، سازمان دولتى كه به دست سامانيان ايجاد گرديد ، حتى مورد احترام تركان بود ، و تحسين و اعجاب نويسندگان متأخر بر عصر سامانى را برانگيخت . به علاوه سلاطين سلسلههاى بعدى : غزنويان و سلجوقيان نيز دستگاه ادارى خود را به تقليد از دستگاه سامانيان سازمان دادند . وقتى سلطان وقت مقتدر بود ، گروههاى نيرومند قلمرو خود را گرد هم مىآورد ، اما همچنانكه يادآورى كردم ، هنگامى كه سلطان ضعيف و ناتوان بود قدرت واقعى به دست سپاهيان مىافتاد . با اين حال ، امراى نظامى ، خود ، مقامات دستگاه ادارى را در دست نمىگرفتند ، بلكه مقاصد خويش را از طريق افرادى كه در دستگاه ادارى آلت دست آنان بودند ، به مرحلهء اجرا مىگذاشتند . » « 89 » طبقات متنفذ در اين دوره عبارت بودند از روحانيان ، جنگيان و دبيران ( مانند دوران قبل از اسلام ) . در ميان اين طبقه روحانيان بيش از پيش سعى مىكردند خود را از دستگاه دولتى جدا و مستقل جلوه دهند . در اواخر حكومت سامانيان ، حكومت مركزى ضعيف شد و فرمانروايان وقت ناچار بودند براى حفظ خود گروهها و عوامل نيرومند را با مهارت بر ضد هم برانگيزند ، و اين خود به ضعف عمومى مملكت منجر مىشد و يكى از علل عمدهء انقراض سامانيان همين بود . وضع اكثريت مردم ، يعنى طبقهء وسيع كشاورزان و پيشهوران ، در آغاز استقرار حكومت سامانيان كمابيش رضايتبخش بود . اسماعيل بنيانگذار حكومت سامانيان ، كه به حق او را امير عادل مىناميدند ، نه تنها در اخذ عوارض و مالياتها روشى منصفانه داشت بلكه در فعاليتهاى عمرانى كشور به نحو مؤثرى شركت مىجست . در آغاز دولت سامانيان از بركت امنيت و آرامش موجود و در سايهء كار مشترك كشاورزان و كمك مادى دهقانان شبكهء آبيارى در سمرقند و بخارا و ديگر نقاط منظم گرديد ، زيرا مسألهء آب در ماوراء النهر از ديرباز موضوعى حياتى بود و دولت و مردم مىكوشيدند به بهترين وجهى از آبهاى موجود بهرهبردارى كنند . در دورهء قدرت نخستين سلاطين سامانى ، ما دام كه تركها هنوز قدرت و مهارت زيادى كسب نكرده بودند و مالياتها زياد نشده بود ، وضع كشاورزان و پيشهوران تا حدى رضايتبخش بود ولى در اواخر دولت سامانيان امراى سامانى با اختلافات داخلى و استقلالخواهى فئودالهاى بزرگ و عدم تمركز نسبى مواجه گرديدند . سازمان ادارى روزبهروز افزايش يافت ، حقوقها فزونى گرفت ، سپاهيان بخصوص امراى ترك قدرت و نفوذ بيشترى كسب كردند ، و از دولت وقت حقوق و مزايا و اختيارات بيشترى مىخواستند . دولت براى مقابله با اين مشكلات بر ميزان مالياتها مىافزود و سعى مىكرد به كمك پول . نيروهاى مخالف را راضى و مجذوب كند . در نتيجهء اين احوال و نيامدن برف و باران ، ذخاير آب در قنوات و چاهها نقصان پذيرفت و وضع كشاورزان به تباهى گراييد . طبقهء پيشهوران نيز در اثر تحميلات مأمورين مالياتى و رواج سكههاى كمعيار و كم شدن قوهء خريد
--> ( 89 ) . بخارا ، پيشين ، ص 186 به بعد ( به اختصار ) .