مرتضى راوندى

202

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

آيين زرتشتى همراه بود ، ولى بر اثر برخى خطاها و خيانت پسرعم او كوهيار ، و فشار شديدى كه از جانب سپاهيان خليفه و لشكريان آل طاهر از دو طرف بر او وارد شده بود به سال 224 اسير شد و در سال 225 در سامرا به قتل رسيد . در همين سال افشين خيذر پسر كاوس ، سردار بزرگ ايرانى به امر معتصم دستگير گرديد ، زيرا او پس از منهزم ساختن بابك على الظاهر خيال قيام داشت و با مازيار نيز مكاتبه مىكرد و وى را به مخالفت با خليفه برمىانگيخت . اين مرد به سال 226 در حبس معتصم بمرد و يكى از كسانى است كه در تعصب به مليت و عدم اعتقاد به اسلام ، و زندقه و كفر مشهور مىباشد . » « 40 » چنان كه اشاره شد جنبش مازيار و كوششهاى افشين در راه سقوط حكومت عباسى با نهضت بابك اختلاف اصولى داشت . بابك مىخواست با احياء راه‌ورسم مزدكى ، به دوران ستمگرى اريستو كراتها و فئودالهاى خون‌آشام محلى پايان دهد . به همين مناسبت تكيه‌گاه اصلى او كشاورزان و طبقات زحمتكش بود ، در حالى كه مازيار و افشين مىكوشيدند تا با سست كردن بنيان حكومت عباسى اصول اشرافى عهد ساسانيان را تجديد كنند . يعقوب ليث صفارى فعاليت خوارج در سيستان يكى از مراكز مهم فعاليتهاى سياسى عليه حكومت بغداد ، سيستان بود . مردم اين سرزمين به علت دور بودن از مركز خلافت و وجود موانع طبيعى و ريگستانها بهتر از ديگر نواحى شرقى در برابر حكومت عرب كارشكنى و مقاومت كردند و بيشتر از ساير نقاط ايران در حفظ سنن و آداب ملى و نگهدارى مراكز دينى زردشتى تعصب و علاقه نشان دادند . از سال 30 هجرى ( دورهء خلافت عثمان ) كه سيستان به دست اعراب افتاد ، هيچگاه نهضتهاى مقاومت و جنگهاى پارتيزانى در اين منطقه از ايران خاموش نشد . در تمام دورهء خلافت امويان و بنى عباس ، خوارج و عياران با عمال خليفه در جنگ و نبرد بودند . قبل از ظهور يعقوب مهمترين كسى كه علم طغيان و مخالفت برافراشته حمزة بن عبد اللّه خارجى است كه به كمك دوستان و ياران خود ، عمال خليفه را شكست داد و از اداى خراج به عمال هارون خوددارى كرد و به يارى سرداران خود ، غير از سيستان ، كرمان و خراسان را از ربقهء اطاعت خليفه خارج نمود و كارى كرد كه هارون براى دفع غائلهء او به خراسان آمد ، ولى پيش از آنكه بين آنها جنگى درگيرد هارون درگذشت و حمزه با قواى خود متوجه هند و سند شد و مدتها تا سال 213 ، كه سال فوت اوست ، با قدرت حكومت مىكرد . پس از او خوارج از فعاليت بازننشستند و تحت رهبرى عمار خارجى در سيستان فعاليت نوينى آغاز كردند و به كمك عياران يا جوانمردان كه مردمى فعال و از جان گذشته بودند ، جنبش جديدى عليه حكومت آغاز كردند . عياران كه بيشتر افراد آن از طبقهء متوسط و عوام الناس بودند ، چنان كه خواهيم ديد ، براى اجراى نقشه‌هاى خود از آداب و رسوم و تشكيلات خاصى پيروى مىكردند . رهبران و مديران خود را سرهنگ مىخواندند ، از ضعفا و بينوايان حمايت مىكردند . تعداد آنها در برخى

--> ( 40 ) . تاريخ ادبيات در ايران ، پيشين ، ج 1 ، ص 32 و 33 .