مرتضى راوندى

190

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

مانند مزدكيان ، پيرو ثنويت بودند . . . يعنى به وجود روشنايى و تاريكى يا به ديگر سخن ، خير و شر و ايزد و اهريمن معتقد بودند . خرم‌دينان عقيده داشتند كه سازمان اجتماعى كه بر عدم تساوى مالى و ظلم و اجحاف مبتنى باشد ، آفريدهء مبدأ تاريكى يا اهريمن است . . . آنان ريشهء بيعدالتى را در وجود خود مالكيت خصوصى زمين و عدم تساوى اجتماعى مىشمردند و شعار مالكيت عمومى اراضى ، يعنى تسليم تمام اراضى مزروع را به جماعتهاى آزاد روستايى ، تبليغ مىكردند و مىكوشيدند تا روستاييان را از تابعيت فئودالها و خراج دولتى و بيغار نجات دهند و مساوات عمومى را برقرار كنند . » « 22 » ظهور حكومتهاى مستقل در ايران وضع طبقات مختلف پس از نهضت اسلامى پس از شكست ساسانيان و نفوذ اعراب در ايران ، چنان كه ديديم ، بسيارى از ايرانيان براى نجات از تحميلات اقتصادى و اجتماعى حكومت قبلى به دين اسلام گرويدند . ولى با گذشت زمان مخصوصا پس از استقرار حكومت بنى اميه و مظالم گوناگون حجاج ، مردم به اشتباه خود پى بردند و بر آن شدند كه حكومت را به آل عباس منتقل كنند . آرزو و اميد اكثريت مردم ، يعنى كشاورزان و پيشه‌وران ، اين بود كه پس از خلافت عباسيان ، مظالم و بيدادگريهاى عهد بنى اميه تكرار نشود ، از ميزان مالياتها ، خراجها و بيگاريها كاسته شود و مردم كمابيش در امن و آسايش به كار و فعاليت خود ادامه دهند . مبلغان و داعيان بنى عباس نيز بارها در شهرها و دهات ايرانى به مردم محروم قول داده بودند كه همين كه قدرت را به كف آوردند ، على رغم بنى اميه ، در راه تأمين سعادت و آسايش عمومى قدمهاى جدى بردارند . در ربيع الاول سال 132 هجرى ، ابو العباس در مسجد كوفه ضمن سخنرانى خود از مظالم بنى اميه به بدى ياد كرد و روش خلفاى راشدين را ستود و به مردم قول داد كه با آنها با عدل و داد رفتار نمايد . ولى چون بنى عباس با تودهء محروم بيگانه بودند ، رنج و ناراحتى خلق را چنان كه بايد احساس نمىكردند . « . . . آنان نمايندگان بخشى از مالكين اراضى عراق و ايران ( كه در شرف تبديل به فئودال بودند ) شمرده مىشدند . عباسيان عملا حكام و مديران خونخوار و بيرحمى از آب درآمدند . همه از ترور غيرانسانى كه ايشان در مورد تعقيب جملگى اعضاى خاندان اموى اعمال كردند ، باخبرند . از پيران و زنان و كودكان و حتى اطفال شيرخوار خانوادهء اموى نگذشتند و همه را از دم تيغ گذرانيدند و تنها عدهء انگشت‌شمارى كه توانستند به مصر و يا دور تر به ديار غرب پناه ببرند ، جان به در بردند . عواقب و نتايج واقعى تبديل خلافت امويان به عباسيان از چه قرار بود ؟ در عهد بنى اميه ، قدرت بالتمام در دست اشراف قبايل عرب بود . بديهى است كه اشراف قبايل عرب در طى نخستين سدهء اسلامى دستخوش تغييرات فراوان گشتند . رجال و بزرگانى كه در ادارهء امور

--> ( 22 ) . همان ، ص 213 به بعد ( به اختصار ) .