مرتضى راوندى
10
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
بلاشك مرهون اسلام است . » « 17 » چنان كه قبلا يادآور شديم ، قوم عرب ناگهان و بطور غيرمترقبه متحد و هماهنگ نشد بلكه از مدتها پيش علل و عوامل اقتصادى و اجتماعى قبايل عرب را ناگزير ساخته بود كه در زير پرچم واحدى گردآيند و از تشتت و زدوخوردهاى بيحاصل دست بردارند . علاوه بر اين ، به شهادت تاريخ ، شاهنشاهى ايران يكباره سرنگون نشد بلكه دامنهء مبارزات ، با همهء تشتت و اختلافى كه بين زمامداران ايران بود ، قريب يك قرن به طول انجاميد ، و چنان كه دوزى پنداشته ، در يك لحظه اين فتح نصيب اعراب نگرديد . علل پيروزى اعراب يكى از عوامل پيروزى اعراب اين بود كه اين قوم صحراگرد به زندگى سخت و ساده خو گرفته بودند و از تشنگى و گرسنگى بيم نداشتند . شتر كمك زيادى به پيشرفت عرب مىكرد . اين چهارپاى بردبار براى عرب ، سودمندتر از اسب و استر روميان و ايرانيان بود . عرب سوار شتر مىشد ، زير سايهء شتر استراحت مىكرد ، و از شير آن مىنوشيد و بار خود را پشت شتر مىگذاشت ؛ در حالى كه خود شتر جز خار خشك بيابان چيزى براى خوراك خود نمىخواست و روزها بدون آب سر مىكرد . برعكس ، ايرانيان و روميان همين كه به ميدان جنگ مىآمدند ، بارهاى سنگينى با خود مىآوردند ؛ اين بارها را در ارابهها مىگذاردند و ارابهها را چارپا مىكشيد و چارپا ( اسب و استر ) آب و عليق مىخواست . « 18 » علاوه بر اين ، مهارت اعراب در تيراندازى و اسبسوارى و جنگ تنبهتن از عوامل مؤثر موفقيت اعراب بود . به طور كلى ، عوامل مساعدى كه به موفقيت و پيروزى اعراب كمك شايان كرده ، عبارت بود از : « وحدت كلمه ، تنگى معيشت ، تعاليم اسلامى ، عادت به سختى و تحمل شدايد ، انضباط و روحيهء قوى ، سرعت عمل در طى راهها ، مهارت در سوارى ، داشتن رجال قوى . » « 19 » وضع اجتماعى و تضاد طبقاتى در ايران مقارن حملهء اعراب ، تضاد و اختلاف شديد طبقاتى در جامعهء ايران حكومت مىكرد ؛ يعنى مردم شهرنشين و روستاييان ، در اثر پرداخت مالياتهاى سنگين ، از پا درآمده بودند و طبقات ممتاز ، يعنى اشراف و روحانيان ، از مزاياى گوناگونى برخوردار بودند . نكتهء جالب توجه اينكه بين طبقات صاحب حقوق نيز وحدتنظر وجود نداشت ؛ يعنى : از يك سو سران اعيان نظامى و روحانيان و از ديگر سو مأموران كشور ( دبيران ) و خردهمالكان زمين ( دهقانان ) با يكديگر در مبارزه بودند . دبيران و دهقانان ميل داشتند حكومت نيرومند شاهى را حفظ كنند و از
--> ( 17 ) . ادوارد براون ، تاريخ ادبى ايران ، ترجمهء على پاشا صالح ، ص 275 به بعد ( به اختصار ) . ( 18 ) . تاريخ تمدن اسلام ، پيشين ، ج 1 ، ص 60 به بعد ( به اختصار ) . ( 19 ) . دكتر ذبيح إله صفا ، تاريخ ادبيات در ايران ، ج 1 ، ص 8 .