مرتضى راوندى
155
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
شاهان ساسانى را در فن سياست و مملكتدارى بينظير مىشمردند . هشام بن عبد الملك خليفهء اموى ، براى نخستين بار ، دستور داد تاريخ فارسى را از دوران ساسانى به عربى ترجمه كنند و خلفاى عباسى كاملا از روش حكومتى ايرانيان تبعيت كردند . « 55 » به اين ترتيب ، عمر يعنى همان كسى كه از زيركى و كاردانى ايرانيان و جهل و بيخبرى اعراب سخت بيمناك بود و حتى به قول مورخ نامدار ، طبرى ، آرزو مىكرد بين ايرانيان و اعراب كوهى از آتش فاصله باشد ، سرانجام به حكم ضرورت تاريخى و به فرمان « احتياج » دست نياز به سوى ايرانيان دراز كرد و براى اداره و درست راه بردن ممالك اسلامى از كارشناسان ايرانى خواست كه از راه و رسم و سيرهء كورش و اردشير و انوشيروان آنچه را كه براى ادارهء ممالك اسلامى سودمند مىبينند به خليفهء مسلمين بياموزند تا مورد استفادهء او قرار گيرد . در تاريخ طبرى جلد چهارم و تجارب الامم ابن مسكويه از تشبثات عمر در اين راه به تفصيل ، ياد شده است . گسترش سازمانهاى ادارى در صدر اسلام ، خليفه به همهء كارها رسيدگى مىكرد ، حتى دفتر اموال تحت نظر او اداره مىشد ، و چون خليفه اموال و املاك شخصى نداشت و اطرافيانش مردمان پرهيزكارى بودند ، دقت و مراقبت زيادى به كار نمىرفت . ولى پس از آنكه ممالك اسلامى وسعت گرفت ، خلفاى اسلامى مانند سلاطين ايران و روم براى تنظيم امور مملكتى كارهاى مختلف را ميان مأمورين تقسيم كردند . وزراء مهمترين كارها را به عهده داشتند ، عدهاى را براى مراقبت كارهاى حكام و استانداران برگزيدند كه صاحب البريد ( بازرس كل ) خوانده مىشدند . « مؤسسهاى براى مهر و امضاى نامهها تشكيل دادند كه نامش ديوان توقيع و خاتم بود . اشخاصى را براى رسيدگى به اموال و املاك خودشان مأمور ساختند و سازمان مربوطه را ديوان ضياع ناميدند و كسانى را جهت حسابدارى و پرداخت حقوق گماشتگان و ملازمان خصوصى معين كردند و آنان را عمال ديوان خاص خواندند . . . در زمان عمر ، فقط يك نويسنده نامههاى رسمى را مىنگاشت و در عين حال حسابدارى هم به عهدهء او بود و درآمد و هزينه را در دفتر قيد مىكرد . . . اما همين كه دولتهاى اسلامى توسعه يافت ، همان يك ديوان ( مراسلات و محاسبات ) به چندين شعبه تقسيم شد از اين قرار : 1 . ديوان خراج مخصوص درآمدهاى مربوط به جزيه و ماليات زمين و محصول 2 . ديوان زمام ، مخصوص محاسبات لشكرى 3 . ديوان نفقه مخصوص محاسبات كشورى 4 . ديوان معادن و اقطاع ، مخصوص املاك دولتى و معدنها 5 . ديوان جند ، مخصوص ثبت اسامى لشكريان و درجات آن . و از همين مؤسسهء اخير ، دو مؤسسهء ديگر مانند ديوان يا ادارهء نيروى دريايى و ادارهء امور مرزى و غيره پديد آمد و دفتر و مؤسسهء مخصوصى براى ارسال مراسلات تعيين
--> ( 55 ) . گروه خاورشناسان ، ميراث ايران ، ترجمهء دكتر محمد معين و ديگران ، ص 97 به بعد .