مرتضى راوندى
147
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
پول و طلا پر كرده بود . روزى در آن مىنگريست ، ديد هنوز بركه چنان كه مىخواهد از زر ممتلى نشده ، آهى كشيد و گفت آيا روزگار به من آنقدر مجال خواهد داد كه اين بركه را از طلا پر كنم . اتفاقا قبل از آنكه اين آرزوى حيوانى او صورت گيرد ، درگذشت . ولى مستنصر ، ماقبل آخرين خلفاى عباسى كه آرزو مىكرد آنقدر فرصت يابد كه محتويات آن را مصرف كند ، به مقصود خود رسيد . به اين ترتيب ، ناصر كه در لباس اهل فتوت رفته بود به جاى آنكه به شرايط فتوت و طريقت قيام كند ، عمر خود را در خونريزى و مكر و سياهكارى سپرى كرد . خلافت طاهر با آنكه طاهر وليعهد ناصر بود اكثر عمر او در حبس گذشت و وقتى كه با او بيعت كردند ، 52 ساله بود . او به قدر امكان ، در رفع مظالم پدر كوشيد ، و از اعزام جاسوسان به محلهها و هتك اسرار مردم جلوگيرى كرد . « ده هزار دينار پيش قاضى فرستاد و پيغام داد كه جمعى را به واسطهء قروض در زندان بازداشتهايد بايد كه اين مختصر را به اصحاب ديواندهى و استرضاى خصمان نموده ايشان را از بند غم آزاد كنى . طايفهاى از مردم دونهمت اين را به اسراف نسبت كردند ، گفت آخر روز ، در دكان باز كردهايم بگذاريد تا عمل خير كنيم . . . مدت خلافتش 9 ماه و چهار روز بود . » « 36 » وى بعد از عمر عبد العزيز ، شريفترين خلفاى عرب است . بالاخره آخرين خليفهء عباسى المستعصم باللّه به شرحى كه خواهيم ديد ، به دست هلاكو به قتل رسيد و دوران خلافت عباسيان در سال 656 پايان يافت . نظر الفخرى الفخرى در توصيف حكومت عباسيان مىنويسد : « بنيان دولت عباسيان بر خدعه و نيرنگ استوار بود : و اين سياست « و اعلم ان الدولة العباسية كانت دولة ذات خدع و دهاء و غدر و كان قسم التحيل و المخادعة فيها اوفو من قسم القوة و الشدة ، خصوصا فى اواخرها . . . » « 37 » آخرين وزراى عهد عباسيان با اينكه برمكيان و ديگر وزراى نخستين خلفاى عباسى مردمى شريف و پرهيزكار نبودند ، معذلك در تعدى و تجاوز و ولخرجى حد و حدودى قائل بودند . ولى پس از تسلط تركان . ضوابط ديرين از بين رفت . خلفا به وزرا ستم روا مىداشتند و وزرا مردم را مىچاپيدند . ابن فرات وزير مىگويد : « خليفه ده ميليون دينار مال مرا مصادره كرد ، من هم ده ميليون دينار از حسين بن عبد اللّه جواهرفروش گرفتم . . . » مدت وزارت هروزيرى يك يا دو سال بود و همين كه عزل مىشد يا استعفا مىداد ، گذشته از املاك و مستغلات ، ميليونها دينار پول نقد فراهم ساخته بود . البته اين پولها به طور عادى جمع نمىشد ، چون وزير هيچكس را به هيچ كارى نمىگماشت مگر اينكه پيشكشى نقدى از وى مىگرفت . . . خاقانى وزير المقتدر باللّه در يك روز از نوزده نفر نوزده جور پول گرفت و براى همهء آنها حكم فرماندارى كوفه را نوشت و هريك از آنها خود را فرماندار كوفه تصور مىكرد . . . راههاى درآمد مأمورين از اين قرار بود :
--> ( 36 ) . روضة الصفا ، پيشين ، ج 3 ، ص 54 . ( 37 ) . به نقل از : تاريخ ادبى ايران ، پيشين ، ص 366 .