مرتضى راوندى
132
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
كه ما از بردگان خويش محروم مىشويم . سران شركتكنندگان در نهضت بيم آن داشتند كه بردگان آزادى خويش طلب كنند . ابو مسلم به بردگان امر كرد نزد صاحبان خود بازگردند و وقتى آنان از امتثال امر وى سرباز زدند ، ايشان را در اردوگاه جداگانه متمركز ساخت ، و از طرف خود رئيسى بر آنها گماشت ، ولى وارد كارزارشان نكرد . اين پيشامد نشان مىدهد كه حتى مردم پيشرو آن دوران نيز جدا معتقد بودند كه بردگى يك پديدهء عادى و قانونى است . « 20 » ديگر از لغزشها و نقاط ضعف ابو مسلم ، اطاعت محض از اوامر سران نهضت عباسى بود . ابو مسلم چون ديد كه نصر بن سيار راه فرار پيش گرفته سران لشكر نصر را به زندان افكند و دربارهء ايشان با ابو منصور مشورت كرد . او گفت : « تازيانهات شمشير باشد و زندانت گور . ابو مسلم نيز به گفتار او عمل كرد و آن گروه را كه 24 تن بودند بكشت . اين نمودارى است از طرز فكر عمال عباسى نسبت به مخالفين خود و رفتار خشونتآميزى كه نسبت به دشمنان خود لازم مىدانستهاند . بىجهت نيست كه معروف شده است كه در زمان دولت ابو مسلم تعداد آنچه در حبس كشته شدند ششصد هزار بوده است . » « 21 » سوابق و اسناد تاريخى نشان مىدهد كه سفاح و برادر او منصور همين كه از قدرت و نفوذ معنوى ابو مسلم در خطهء خراسان آگهى يافتند ، سخت نگران شدند . مخصوصا منصور كه مردى محيل ، زيرك و مآلانديش بود ، همواره سفاح را به دشمنى ابو مسلم و هلاك او تحريص مىكرد . هنگامى كه منصور در خراسان براى قتل ابو سلمهء خلال كه به دوستى علويان متهم بود ، زمينهسازى مىكرد ، ابو مسلم به قصد قدرتنمايى سليمان بن كثير را به گناهى ناچيز بكشت و سوابق و خدمات او را به چيزى نگرفت . منصور از اين گستاخى ابو مسلم درسها آموخت و به قول نويسندهء مجمل التواريخ « . . . سوى سفاح بازگشت و كينهء ابو مسلم اندر دل گرفت و گفت اين مرد ، بدين دستگاه و فرمان ، اگر چنان كه خواهد ، اين كار از ما بگرداند و ديگرى را دهد . و اين باب سفاح را بگفت و آغالش همىكرد كه تا بو مسلم را نخوانى و نكشى ، كار تو استقامت نگيرد و سفاح دفع همىكرد . . . » « 22 » سفاح ، با آنكه از قدرت ابو مسلم بيمناك بود ، دست خويش را به خون اين رادمرد نيالود ، ولى منصور چون به قدرت رسيد ، با مدعى تازهاى به نام عبد اللّه بن على ، عم خود ، روبرو شد و تصميم گرفت قبل از آنكه كار ابو مسلم را بسازد از تيغ او در دفع مدعى جديد مدد جويد . ظاهرا ابو مسلم نيز از نقشههاى شيطانى منصور باخبر بود و سعى مىكرد كه خود را از اين ماجرا و اختلاف به كنار بكشد و دو حريف را به جان هم بيندازد ، ولى منصور نقشهء خود را عملى كرد و ابو مسلم را به جنگ مدعى خود عبد اللّه فرستاد و او را شكست داد . در پايان كار ، منصور به جاى سپاسگزارى از ابو مسلم حساب غنيمتهاى جنگى را مطالبه كرد . ابو مسلم از اين كوتهبينى برآشفت و به
--> ( 20 ) . تاريخ ايران از دوران باستان تا پايان سدهء هجدهم ، پيشين ، ص 149 به بعد . ( 21 ) . ابو مسلم سردار خراسانى ، پيشين ، ص 84 . ( 22 ) . مجمل التواريخ و القصص ، ص 323 ، به نقل از : دو قرن سكوت ، پيشين ، ص 31 .