مرتضى راوندى
121
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
كنيززاده بود . گفت : خدا رسوا كند كسى را كه اطاعت اين خليفه كند . » از اين مدارك ، مىتوان به خوبى دريافت كه چگونه در دوران حكومت بنى اميه حقيقت اسلام مقلوب و دگرگون گرديد ، و دينى كه با تفوق ملى و نژادى مخالف بود در دورهء بنى اميه در راه عصبيت و خودخواهى قوم عرب سير مىكرد . على بن ابيطالب كه مردى عادل و پاكنهاد بود ، اشراف و امراى عرب را با حقيرترين افراد مسلمان ، برابر مىشمرد ، و همين حقجويى او سبب گرديد كه اعراب خودخواه از آن حضرت دورى گزينند و به معاويه و ياران او كه به هيچ اصل مذهبى و اخلاقى پابند نبودند ، ملحق شوند . استاد جلال همايى ضمن بحث در پيرامون شعوبيه مىنويسد : در استيلاى عرب بر ايران همهء شؤون و حيثيات ايرانيان بر باد رفت و تنها به اين خرسند و خشنود بودند كه قانون جديد مبتنى بر حريت و مواسات و برادرى ميان آنها و ساير ملل ، حاكم و برقرار خواهد ماند . و در حقيقت ، مايهء سكوت و آرامش آنها و خضوع در برابر سطوت عرب ، اين بود كه جان و مال و جلال خود را فداى راه دين و قانون محكمى ساختهاند و خواه و ناخواه دين حق و مذهب و آيين حق را به خونبهاى قربانيهاى قادسيه و نهاوند پذيرفته بودند ، ولى فرمانروايان ستمكار عرب بساط مذهب را برچيدند و قوانين دين را زير پا گذاشتند و بر خلاف آيين پيغمبر و خلفاى راشدين رفتار كردند و آن مايهء تسليت را هم از دست ايرانيان ربوده آنان را به قيام و نهضت بر ضد عرب وادار ساختند . از اواخر عهد اموى ، نهضتهاى ايرانى به اشكال گوناگون ادبى و سياسى و علمى و مذهبى و غيره شروع شد و هرروز به رنگى تازه درآمد ، و منظور اصلى آنها برانداختن دولت و سيادت عرب بود . نهضتهاى سياسى و انقلابى ايرانيان و قيام ابو مسلم اصفهانى معروف به خراسانى اگرچه به سلطنت بنى اميه و آل مروان خاتمه داد و ليكن سيادت و حكومت را به كلى از دست عرب نگرفت . بزرگترين نهضت ايرانيان كه بالاخره دولت و سيادت عرب را به كلى منقرض و ريشهكن ساخت ، نهضت شعوبيه بود كه از اوايل قرن دوم هجرى بلكه پيش از آن هم شروع و دنبالهء آن تا سدهء پنجم هجرى بلكه بعد از آن هم كشيده شد . پيدايش مسلك شعوبيه جنبشى در عالم اسلام و عرب ايجاد كرد و تمام شؤون اجتماعى و سياسى و فكرى و ادبى عرب و اسلام را تغيير داد . قائدين اين نهضت بزرگ ايرانيان بودند و در اثر تبليغات آنها جمع كثيرى از هر طبقه و هر ملتى حتى از جنس عرب داخل اين فرقه شدند و در ضمن كتب تواريخ و ادب ، به نام بسيارى از علما و دانشمندان مشهور و شعرا و نويسندگان بزرگ و همچنين وزراء و امرا و سركردگان نامى هر قومى ، خاصه خود ايرانيان ، برمىخوريم كه داراى عقيدهء شعوبى و از هواخواهان و طرفداران جدى اين مسلك بودهاند . شعوبيه در تمام امور و همهء شعب علوم و فنون و معارف اسلامى دست داشتند