مرتضى راوندى

116

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

به اطاعت اعراب درآمده بودند و مانند آنان ، در بهره‌كشى از كار كشاورزان و بردگان سهيم بودند . مظالم فئودالهاى عرب ، و زورگوييهاى حجاج ، چنان كه خواهيم ديد ، سبب قيام عبد الرحمن بن اشعث و عده‌اى ديگر گرديد . فاتحان عرب براى جلوگيرى از قيام احتمالى مردم هميشه در شهرهاى بزرگ و كوچك پادگانى مستقر مىكردند . سكونت اين افراد با خانواده‌هايشان موجب نفرت تودهء مردم بود ، ولى مالكين بزرگ ايران كه پشت به مردم و مصالح ملى خود كرده بودند ، از وجود پادگان عرب ، به سود خود استفاده مىكردند . مردم به اين عناصر به نظر بد مىنگريستند و هربار كه عليه اعراب عصيان مىكردند ، به اين خائنان به ميهن نيز ترحم روا نمىداشتند . . . بعضى از حكام عرب خود پيشى جسته مىكوشيدند با اشراف محل مربوط شوند . سنتهاى محلى را مىپذيرفتند . از سليقهء اشراف محل در طرز پوشيدن لباس و تشريفات جشنها و غيره تقليد مىكردند ؛ مثلا اسد بن عبد اللّه ، حاكم خراسان ، برخى از جشنهاى باستانى را برگزار مىكرد . طبرى نقل مىكند كه اسد روزى در جشن مهرگان ( جشن پاييز ) پذيرايى رسمى باشكوهى از دهقانان محلى و سرداران عرب به عمل آورد . در آن روز ، دهقانان ايرانى هدايايى را كه پيشتر به خداوند يا شاه محل مىپرداختند به اسد بن عبد اللّه پيشكش كردند . . . . سران عرب و خليفه ، علاقهء فراوان داشتند كه ملل مغلوب مسلمان شوند زيرا اميدوار بودند كه نومسلمانان به حكم دين و احكام شرع ، قدرت خليفه و حكام و مأمورين او را محترم بشمارند ، ولى اعراب خودخواه علىرغم تعليمات دين خود ، نومسلمانان غيرعرب را با خود مساوى نمىدانستند . اگر آنان به خدمت ارتش عرب تن مىدادند ، در حقوق با آنان مساوى نبودند بلكه در غنيمت و چپاول سهيم بودند . اعراب و سران حكومت عرب ، پس از استقرار در ايران ، خواه و ناخواه ، زير نفوذ فرهنگ و تمدن ايرانى قرار گرفتند . سليمان بن ابو السرايا ، كه رئيس قبيلهء عوف و ايرانىنژاد بود ، در زمان خلافت عمر دوم ( 102 - 99 ه . ) در خراسان و ماوراء النهر سازمان پستى را به وجود آورد . اين سازمان كه در ايران سابقه‌اى كهن داشت ، در تأمين ارتباط بين ايالات شرقى و مركز خلافت نقش مهمى ايفا كرد ، نگاهدارى اسبان پستى و پيكان و افراد تيزدو ، مانند دوران قبل از اسلام تأمين گرديد ، « خان » ها يا كاروانسراهايى در جاده‌ها ساختند كه براى تأمين آسايش مسافرين و بازرگانان نقش مهمى داشت . در دورهء بنى اميه ، در نتيجهء سياست غلط زمامداران عرب ، ايرانيان علىرغم منافع اقتصادى و اجتماعى خود ، كمتر به دين اسلام مىگرويدند بلكه با پرداخت جزيه همچنان كيش زرتشتى داشتند و به قول استخرى و ابن حوقل ، در قرن دهم ميلادى ( چهارم هجرى ) در منطقهء فارس يك دهكده هم بدون آتشكده ديده نمىشد . در مناطق شمالى و ديگر نقاط ، به غير از مسلمانان ، عدهء زيادى از زرتشتيان ، مسيحيان ، يهوديان با پرداخت جزيه و خراج تابع دولت اسلامى بودند . اهل ذمه كافر تلقى مىشدند ، از لحاظ حقوق مدنى محدود بودند و حق فعاليتهاى سياسى نداشتند ، مخصوصا روستاييان در