مرتضى راوندى
97
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
نمىكنند . « 6 » معاويه بهقدرى صبور بود كه وقتى اهل بيت پيغمبر حضورا به وى بد مىگفتند ، او به جاى آنكه از آنها انتقام بكشد ، به آنها پول و ملك و مال مىداد . وقتى عقيل ، برادر حضرت امير ، نزد معاويه آمد ، وى از ديدن عقيل خشنود شد و گفت على را چگونه يافتى ؟ او گفت على را در حالى واگذاردم كه خدا و رسول از او خشنود بودند و تو را به وضعى مىبينم كه خدا و رسول از آن بيزارند . معاويه از جا برخاست و دستور داد از عقيل پذيرايى كنند و اموال زيادى به وى داد . فرداى آن روز معاويه عقيل را فراخواند و بار ديگر پرسيد كه على را چون يافتى ، عقيل كه تحت تأثير مهربانيهاى معاويه واقع شده بود ، گفت ، اى معاويه على براى خودش خوب است و تو براى من بهتر از على هستى . پيش از آنكه عبد اللّه بن زبير براى خلافت قيام كند ، از بيداد عبد الرحمن نزد معاويه شكايت كرد و گفت : او خانهء مرا آتش زده . معاويه پرسيد ، قيمت آن چقدر است ؟ گفت صد هزار درهم ، معاويه با اينكه مىدانست عبد اللّه دروغ مىگويد و خانهء پوشالى او قيمتى ندارد ، آن مبلغ را به او داد و به ياران خود گفت او دروغ مىگويد ما هم بنا به مصلحت دروغ مىشنويم . و به گمان خود ما را فريب مىدهد ما هم بنا به مصلحت فريب مىخوريم . به قول جرجى زيدان : « اين بذل و بخششها و بردباريهاى معاويه كجا ، و آن سختگيريها و دقتهاى على كجا ! معاويه دشمنان سرسخت خود را با اين خوشرفتاريها رام مىساخت و على با آن سختگيريها نزديكان خود را دشمن مىساخت . . . همين كه معاويه نمىتوانست حريف را با زروزور رام سازد ، با مكر و حيله او را از پاى درمىآورد و مسمومش مىكرد . » « 7 » چنان كه عبد الرحمن بن خالد ، دشمن خود را به وسيلهء پزشكى مسموم كرد و همين كه على ، مالك اشتر را به فرمانروايى مصر تعيين كرد ، معاويه سخت نگران شد و با خود گفت كه اگر پاى مالك اشتر به مصر برسد ، آن كشور به تصرف على درمىآيد ، پس كسانى را نزد تحصيلدار ماليات ، قلزم فرستاد و گفت اگر تو مالك را زهر بدهى تا من زندهام و تو زندهاى از تو ماليات نمىخواهم و آنچه برداشت مىكنى از آن توست . مأمور ماليّه ، قلزم ، نيز سر راه مالك آمد ، از او پذيرايى كرد و در پايان شربت مسمومى به او نوشانيد و مالك همانجا در - گذشت . به اين ترتيب ، مىبينيم كه معاويه و همفكرانش براى پيشرفت مقاصد خود از هيچ جنايتى فروگذار نمىكردند ، ولى على براى به كرسى نشاندن حق و حقيقت حاضر نبود اندكى از راه راست منحرف شود . معاويه چون بيش از همه از اهل بيت پيغمبر بيم داشت ، به آنان بيش از ديگران بذل و بخشش مىكرد ؛ « مثلا به دستور عمر مقررى حسن و حسين سالى پنجهزار درهم بود و معاويه آن را به يك ميليون درهم ، يعنى دويست برابر ، ترقى داد و چون از عبد اللّه بن عباس ، پسرعموى پيغمبر واهمه داشت ، به وى نيز سالى يك ميليون درهم حقوق مىداد . » « 8 » معاويه با اين تدبير همهء مدعيان خود را به خوشگذرانى و تعيش معتاد مىكرد . جرجى زيدان مىنويسد :
--> ( 6 ) . تاريخ تمدن اسلام ، پيشين ، ج 4 ، ص 62 . ( 7 ) . همان ، ص 83 ( به اختصار ) . ( 8 ) . همان ، ص 88 .