مرتضى راوندى
74
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
از اينرو برهمنان خدايان ما محسوب مىشوند . « 132 » دكتر گيرشمن در مورد دين باستانى ايرانيان مىنويسد : « اطلاع ما دربارهء دين قديميترين سكنهء ايران بسيار اندك است . در بين النهرين ، كه سكنهء بدوى آن از همان منشأ سكنهء نجد ايران بودند ، معتقد بودند كه حيات آفريدهء يك ربة النوع است ، و جهان در نظر آنان حامله بود نه زاييده و منبع حيات ؛ برعكس آنچه مصريان مىانگاشتند . مؤنث بود نه مذكر . . . » « 133 » بسيارى از پيكرهاى كوچك از ربة النوعى برهنه كه در امكنهء ماقبل تاريخ نجد ايران پيدا شده است به ما اجازه مىدهد بگوييم كه انسان ماقبل تاريخ داراى اينگونه معتقدات بوده است . اين ربة النوع محتملا همسرى داشته كه او نيز رب النوع بوده است و در آنواحد هم شوهر و هم فرزند او محسوب مىشده است . بلاشك در اين مذهب ابتدايى است كه ما مىتوانيم مبدأ ازدواج بين برادران و خواهران را بجوييم . اين عادت در مغرب آسيا رايج بود . ايرانيان و بعد نبطيان از ملل بومى آن را به ارث بردند و همچنين اساس ازدواج بين مادر و پسر را كه كمتر سابقه دارد در همين آيين بايد جستجو كرد . نيز ممكن است كه رسم انتساب به مادران كه در نزد عيلاميان ، و اتروسكيان و مصريان و مخصوصا در ليكته بسيار معمول بوده در اينجا نشأت يافته باشد . « 134 » مغ ، بزغالهاى را براى قربانى مىبرد . از نقش برجسته از استخر ، قرن 5 ق . م . در كتب باستانى ايران در افسانههايى كه راجع به پيدايش انسان ذكر شده ، نوشتهاند : اهورامزدا نخست كيومرث را بيافريد . او سىسال سرگردان بود . هنگام مرگ از صلب او نطفهاى خارج شد ، پس از تصفيه در اشعهء خورشيد در زير خاك محفوظ بماند . پس از چهل سال از آن نطفه گياهى روييد و بعدا به صورت دو انسان درآمد ؛ يكى نر موسوم به مشيگ و ديگرى ماده موسوم به مشيانگ . پس از پنجاه سال آندو باهم ازدواج نموده و پس از 9 ماه از آنان يك جفت نر و ماده به وجود آمدند و از آنها هفت جفت پسر و دختر متولد شدند كه كليهء نژاد - هاى مختلف و ايرانيان از پشت آنان مىباشند . « دارمستتر » از اين افسانهها نتيجه مىگيرد و مىگويد : « به اين طريق ، اهورامزدا با دختر خود كه عبارت از زمين است ازدواج و از اين وصلت كيومرث پا به عرصهء وجود گذاشت . » در ايران باستان نيز مردم از عقايد و انديشههاى خرافى بر كنار نبودند . پس از حملهء اسكندر بسيارى از عقايد خرافى
--> ( 132 ) . همان ، ص 26 - 27 . ( 133 ) . ايران از آغاز تا اسلام ، پيشين ، ص 26 . ( 134 ) . همان ، ص 52 - 53 .