مرتضى راوندى

62

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

متنوعى كه روى كوزه‌ها و ساير آثار آن عهد مىبينيم ، ميل بيان مطلبى نهفته باشد . در هرحال ايران در ساختن ظروف سفالين منقوش پيش قدم بوده است . « كوزه‌گران ، به مرور ، به فن قالب‌ريزى هم آشنا شدند و براى انواع جانوران ، اسباب - بازى براى كودكان ، و هدايايى كه به پيشگاه رب النوع تقديم مىكردند ، قالبهايى مىساختند . » « 108 » به عقيدهء پروفسور پوپ هنرمندان اين دوره « ظروف سفالين را روى چرخهاى مخصوصى كه با دست آهسته چرخانده مىشد ، مىساختند و در كوره‌هاى سربسته برطبق قاعدهء معينى و با طرزى استادانه مىپختند و محصولاتى متناسب ، ظريف و زيبا به وجود مىآوردند . » گيرشمن معتقد است كه : مراكز مختلف ايران در آغاز هزارهء سوم ق . م . تابع تأثيراتى بود كه از نواحى مختلف خارج از نجد وارد مىشد . اين نفوذها كه گاه‌وبيگاه اعمال مىگرديد و گاهى از جنوب غربى و زمانى از شمال شرقى مىآمد ، موجب تغييراتى در تمدن اقدم ايران شد . . . در عهدى كه ايران از ديگران اقتباس مىكرده همچنان به - ديگران عاريت مىداده است . در اينجا فقط يك مثال مىآوريم : تمدنى كه در نيمهء دوم هزارهء چهارم ق . م . در بين النهرين شمالى ( آشور آينده ) ظهور كرد سبك كوزه‌سازى فاخر را پذيرفت و توسعه داد ، شكل كاسه‌اى و تزيينات منقوش آن مىرساند كه ظاهرا از مراكز ايران ، كه مهمترين آنها در سيلك و حصار شناخته شده ، مأخوذ است . ايران چنان كه ديده‌ايم شاهراهى بوده براى نهضت ملل و انتقال افكار از عهد ما قبل تاريخى به بعد ، و در مدتى بيش از هزار سال ، اين وضع مهم را بمنزلهء واسطه و ميانجى ميان شرق و غرب حفظ كرد ؛ در عوض آنچه او دريافت مىداشت هرگز از تأديه بازنايستاد . عمل او عبارت بود از دريافت داشتن ، توسعه بخشيدن و سپس انتقال دادن . « 109 » صنعت فلزكارى نيز در اين دوران به پيشرفت خود ادامه مىداد ؛ مس را ذوب و ريخته‌گرى مىكردند . با اينكه ابزار سنگى همچنان مورد استعمال داشت ، هنرمندان اشياء متنوعى نظير تبر صاف ، كج‌بيل ، دشنه و چاقوى مسين مىساختند و نمونه‌هايى از اين آلات در خانه‌هاى متعلق به آن دوران به دست آمده است . پيشه‌وران لوازم آرايش مىساختند ؛ سنجاقهاى بزرگ ، انواع جواهر ، صدف ، عقيق و فيروزه و حلقه‌هايى از سنگ بلور و سنگ لاجورد و يشم سبز كه از نقاط دوردست مىآوردند ، در ضمن كاوشها به دست آمده است . به موازات پيشرفتهاى مختلف ، تجارت و دادستد نيز توسعه مىيافت . معمولا محتويات يك خمره يا يك عدل بار مورد مراقبت قرار مىگرفت . براى

--> ( 108 ) . ايران از آغاز تا اسلام ، پيشين ، ص 22 . ( 109 ) . همان ، ص 31 به بعد .