مرتضى راوندى
54
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
سنگ بود ، از قبيل تيغهء كارد كه از سنگ چخماق مىساختند و تيغهء داس و تبر صيقلى شده و نيز آلت تراش . در اواخر اين عهد ، نخستين اشياى كوچك مسين ، كه هنوز چكش كارى مىشد ، ظهور نمود . انسان غار بتدريج دريافت كه مس ، نرم و قابل تورق است ، اما هنوز طرز ذوب كردن آن را نمىدانست . به عقيدهء گيرشمن اين عهد در ايران ، درست ، پايان عهد حجر صيقلى است . در اين دوره : « مرد و زن هردو علاقه داشتند كه خود را آرايش كنند ، گردنبندهايى از صدف ترتيب داده بودند و حلقهء انگشترى و دستبند را از صدفهاى بزرگ با سنگهاى نرم مىساختند . محتملا خالكوبى و يا لااقل بزك هم معمول بود ، و مواد آن را به كمك دستهء هاون كوچكى در هاون ظريفى نرم مىكردند . » « 98 » ذوق هنرى در كندهكارى روى استخوان جلوهگر است . هنرمندان اين عصر گاه روى استخوان و دستهء ابزار خود تصوير سر غزال يا خرگوشى را ترسيم مىكردند . تدفين اموات « مرده را به طرز درهم و پيچيدهاى در كف اتاق دفن مىكردند و گمان مىكردند كه همين نزديكى كافى است كه روح ميت در خوراك خانواده شركت جويد . چون انسان از آغاز معتقد بود كه پس از مرگ به همان وجه كه در روى زمين زندگى مىكرده خواهد زيست ، براى راحت متوفى خوردنيهاى جامد و مايع را در دسترس او مىگذاشتند . » « 99 » در اين دوره . در زندگى اجتماعى مردم ايران ، از بركت اهلى كردن حيوانات ، پيشرفت محسوسى حاصل شده بود . حيوانات اين دوره ، بدون اينكه در تغذيهء خود به آدميان نيازى داشته باشند ، خوراك و پوشاك مردم را تهيه مىكردند و در كار حملونقل كمك گرانبهايى به انسانها مىنمودند . گلهدارى و تربيت اغنام و احشام ، شكار ، صيد ماهى ، باغدارى و كشت و زرع و بالاخره بهرهبردارى از منابع زيرزمينى به زندگى مردم ، قوام و تأمين بيشترى بخشيد و در نتيجهء توليد اضافى ، تجارت و مبادلهء كالاها آغاز شد . ظاهرا تجارت بطور مستقيم انجام نمىگرفت بلكه دستفروشان دورهگرد واسطهء مبادلهء كالاها بودند . گيرشمن مىنويسد : « تجارت در اين دوره منحصر به سكنهء نجد ايران نبود ، بلكه معاصران آنان در آلمان نيز صدف را از
--> ( 98 و 99 ) . ايران از آغاز تا اسلام ، پيشين ، ص 12 .