مرتضى راوندى

53

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

حيوانات فعاليتهاى فلاحتى را توسعه بخشيدند و مازاد محصولى را كه از طريق فلاحت و اهلى كردن حيوانات به دست مىآوردند ، ذخيره مىكردند . و اين معنى از استخوانهاى گاو و گوسفندى كه درميان بقاياى عهد اول سيلك پيدا شده است ، استنباط مىشود . در اين دوره در فن كوزه‌گرى نيز پيشرفتهايى حاصل مىشود . و صنعتگران اين عصر كاسه‌هاى ناهموار و بىدوام خود را با خطوط افقى و عمودى زينت مىدادند كه محتملا تقليدى از طرز سبدسازى آن دوران است . هنر ايران پروفسور پوپ مىنويسد : در طول مدتى بيش از 60 قرن مردمى كه در فلات ايران زندگى مىكردند ، انديشه و فنونى پديد آوردند كه موجب بقاى بشر و مايه تعالى مقام انسانى شد . فنون كشاورزى و فلزكارى و مبانى انديشه‌هاى دينى و فلسفى و نوشتن و علم اعداد و نجوم و رياضى از سرزمينى كه امروز خاورميانه خوانده مىشود ، آغاز گشت و سرچشمهء بسيارى از اين امور فرهنگى در فلات ايران بود . . . پيشه‌ورانى كه نقش سفالينه‌ها را در 5500 سال پيش از اين ابداع كردند . . . خاك رس را براى آنكه نرم كنند مىساييدند و اغلب الك مىكردند . سفالگران هنوز آن چرخهاى پايى تند حركت را كه كاشىسازان زمانهاى بعد اشكال متوازى و قرينه را با آنها مىساختند ، نداشتند . ابزار كار ايشان فقط چرخى بود كه روى آن ، با دست ، ظرف را گرد مىكردند . وجود اين چرخها ، بىشك بهتر از آن بود كه هيچ وسيله‌اى براى چرخاندن تودهء گل رس نداشته باشند . اما البته كافى نبود با اين حال ليوانها را متناسب و ديوارهء آنها را به نازكى مقوا از كار درمىآوردند ، سپس سطح خارجى ليوانها را با لعابى گلى و نقوشى ساده مىآراستند . آنگاه ظرف را در كورهء نخاله‌اى مىگذاشتند كه ميزان حرارت آن با وسايل ابتدايى منظم مىشد . اين پيشه‌وران ماهر و شكيبا موفق مىشدند كه ظرفهاى ظريف خود را ، بىآنكه تغيير شكل بدهد ، در اين كوره‌ها بپزند ، بطورى كه مثل ظرفهاى چينى صدا بدهد . نقشها به حسب درجهء حرارت ، به رنگى از بنفش تند تا سياه درمىآمد و براق مىشد . شكل ظرفهاى سفالين قديم اغلب از شكل ظرفهايى كه با مواد ديگر چون چوب ، چرم و حصير ساخته شده و بشر هزاران سال ، پيش از آنكه سفال‌سازى را اختراع كند ، آنها را به كار برده بود تقليد مىشد . . . پس از آنكه ده دوازده قرن گذشت ، كوزه‌گران شكلهاى ظروف سفالين را مستقلا و به صورتىكه مواد و اسلوب فنى صنعتشان اقتضا مىكرد ، تكميل كردند و كميجهاى كروى و آفتابه به وجود آوردند . « 97 » از روى دوكهاى سنگى و گلى ( از گل رس پخته ) كه در اين منطقه پيدا شده است ، حدس مىزنند كه انسان قديم مبادى صنعت نساجى را مىشناخته است . ابزار كار ، همه از

--> ( 97 ) . پروفسور پوپ ، شاهكارهاى هنر ايران ، ترجمهء دكتر خانلرى ، ص 4 و 9 .