مرتضى راوندى

48

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

نخستين وسايل حمل‌ونقل ويل دورانت مىنويسد : پس‌ازآنكه انسان به اختراع طناب ، قرقره و اهرم توفيق يافت ، چهار - پايان را به خدمت خود گماشت و از رنج باركشى اندكى آزاد شد . بعد نخستين سورتمه را از تنهء درختان ساخت و بر پشت حيوان بست و به مدد آن ، كالاهاى خود را حمل كرد . بعدا از تنهء درختان چرخى ساخت و در زير سورتمه قرار داد و ديرى نگذشت كه از چوب شعاعهاى چرخ را ساخت و با اين مقدمات بزرگترين اختراع مكانيكى دنياى قديم يعنى ارابه به وجود آمد . با بستن تنهء درخت به يكديگر ، انسان نخستين وسيلهء حمل‌ونقل را در روى آب اختراع كرد و بعدها با خالى كردن تنهء درخت ، زورق كوچكى ايجاد كرد . سپس انسان كوره‌راهها و جاده‌هاى نامساعد را كمابيش آماده كرد و با استفاده از ستارگان ، شبانگاه ، در بيابانها و درياها طى طريق نمود . اين پيروزيهاى تكنيكى راه را براى تجارت و فعاليتهاى اقتصادى ديگر باز كرد . آسياى جنوب غربى با سه اختراع مكانيكى به پيشرفت تمدن كمك كرد و اين سه اختراع كه پس از كتابت و فلز - كارى قرار گرفته‌اند ، عبارتند از ساختن چرخ و خيش و كارگاه بافندگى . قبل از اختراع چرخ ، انواع سورتمه‌ها مورد استفاده قرار مىگرفت . مدتها طول كشيد تا انسان به ساختن چرخهاى محكم و استوار توفيق يافت . قديمترين چرخهايى كه تا كنون كشف شده از مقابر پادشاهان در اور به دست آمده است . سومريها ارابه‌هاى محكم و بيقواره‌اى مىساختند كه چهار چرخ داشت و آنها را با سرعت به درون صفوف دشمن مىراندند و نظم و قرار آنها را برهم مىزدند و سپس همان ارابه‌ها را مانند قلعه‌اى پناهگاه خود ساخته از بلندى آن زوبينها و ضربات خود را به دشمن نثار مىكردند . اختراع چرخ شاهراه بزرگى در مقابل ترقيات فنى باز كرد و حتى امروز نيز ركن اساسى بيشتر ماشينها و دستگاههاى مكانيكى چرخ است . چرخ كوزه‌گرى با همان حال ساده و صورت عمومى خود در واقع از همان نمونهء قديمى چرخ ارابه است . اختراع چرخ سبب گرديد كه بتدريج انسان ، جانوران اهلى از قبيل گاوان و خران را به كار گمارد و خود از رنج حمالى و باربرى اندكى بياسايد . « 89 » استفاده از خيش در فعاليتهاى كشاورزى نتيجهء مهمى داشت . اولين خيشها آلتى بسيار ساده بود ؛ كشاورزان معمولا يك شاخه از تنهء نهالى را قطع و نوك آن را تيز مىكردند كه در زمين فرو رود و آن را بشكافد و انتهاى تنهء نهال را به حيوان باركش مىبستند و انتهاى ديگر آن را چون شكافى براى هدايت خيش در دست مىگرفتند . چون شاخهء فرعى دراز مماس با زمين زود از بين مىرفت بعدها كه فلزكارى متداول شد آن را از فلز ساختند . هنوز با كمال تأسف در بسيارى از نقاط آسيا ، ازجمله در ايران ، همين خيشهاى ابتدايى معمول

--> ( 89 ) . تاريخ تمدن ، ( كتاب اول - بخش اول ) پيشين ، ص 23 به بعد .