مرتضى راوندى
41
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
خيش بدوى بدينقرار ، با پيدا شدن زراعت و كشاورزى ، شكل زندگى انسان تغيير بزرگى كرد . . . توليد غذا و خوراك آسانتر شد ، بنيان اجتماع نيز تغيير كرد . طبقات مختلف ميان مردم پيدا شد ، ديگر همهكس مجبور نبود كه به جستجو و تهيهء خوراك بپردازد و به اين جهت بعضيها توانستند به كارهاى ديگر هم بپردازند . صنايع دستى و پيشههاى مختلف رشد يافت و مشاغل جديدى پيدا شد اما قدرت همچنان در دست طبقهء سازماندهندگان باقى ماند . « 78 » « رالف لينتون » « 79 » در كتاب سير تمدن مىگويد : نخستين محققان تاريخ تمدن تصور مىكردند كه اهلى كردن جانوران پيش از پيدايش كشاورزى معمول بوده است و لكن بر ما تقريبا مسلم است كه به غير از بعضى موارد استثنايى ، همواره كشاورزى قبل از اهلى ساختن جانوران رواج يافته ؛ زيرا غير ممكن است قبايلى كه دائما در جستجوى غذاى خود سرگردانند بتوانند جانورانى را رام خود سازند و همهجا آنها را با خود ببرند . بتحقيق اقوام بشر پس از آنكه شروع به برداشتن محصولات كشاورزى نمودند و در منازل دائمى اقامت گزيدند ، توانستند اكثر جانوران اهلى را كه ما امروز به گرد خود داريم ، رام و همدم خويش سازند . برجستهترين مورد استثنايى از اين قانون كلى ، سگ است . مشاركت سگ در زندگى انسان از اوايل عصر نوسنگى شروع شد و ممكن است نتيجهء يك نوع همزيستى متقابل و يا انگل شدن سگ بر انسان و انسان بر سگ بوده باشد . سگ با شامهء حساس و گوش شنوايش مىتوانست انسان شكارچى را به وجود طعمه يا نزديك شدن دشمن آگاه سازد و انسان هم با انداختن استخوان و باقيماندههاى غذايش پاداش او را مىداد . قابليت اهلى شدن در جانوران مختلف متفاوت است ، در درجهء اول آنهايى قابل اهلى شدن هستند كه قدرت مقاومت بدنى زياد داشته باشند تا بتوانند در مقابل سوءرفتار و بىمواظبتى صاحبان و مضيقههاى احتمالى محيط مصنوعى خود دوام بياورند و در عين حال آنقدر خاصيت خوگرفتن و مأنوس شدن به افراد آدمى و محل زندگيشان داشته باشند كه حتى اگر
--> ( 78 ) . نگاهى به تاريخ جهان ، ج 1 ، پيشين ، ص 85 . ( 79 ) . Ralph Linton