مرتضى راوندى
39
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
خود را به اقتصاد توليدى داد و نخستين جوانههاى تناقض ميان مالكيت و توزيع پديدار شد . . . با ظهور طوايف و كلان ، كارهاى تازهاى به وجود آمد ؛ مرزبندى زمين ، به كار بردن آيش در كشت ، تهيهء ذخائر غذايى ، كمكهاى متقابل و دفاع مشترك . . . سازمان دادن كارهاى عامه . . . از آن جمله است . توليد اضافى نيروى كار اندكاندك افزايش يافت و در نتيجه جنگهاى قبيلهاى كه سابقا گاهگاه به قصد ربودن چهارپايان و اموال و گرفتن اسير صورت مىگرفت ، جنگ به صورت اشغال منظم سرزمينهاى ديگران درآمد . . . تراكم ثروت در خانواده امكانپذير شد ، زيرا حق پدر مقدس شناخته شده بود . . . در دورانى كه نابرابرى ثروت همراه با حق توارث شكل مى - گرفت و در اثر تكامل توليد ، اسيران جنگى به صورت برده درمىآمدند دموكراسى نظامى شكل مىگرفت . تكامل توليد در تمام رشتهها ، دامپرورى ، كشاورزى ، صنايع دستى يا خانگى به انسان امكان داد كه از نيروى كارش بيش از حد نياز بهرهبردارى كند ؛ در عين حال بر ميزان كار روزانهء فردفرد اعضاى قوم يا جمع خانه يا خانواده افزوده شد . صنعت نه تنها از كشاورزى جدا گرديد بلكه به رشتههاى مختلف تقسيم شد . . . طبقات بيش از همه در اواخر هزارهء چهارم و آغاز هزارهء سوم پيش از مسيح در مصر و بين النهرين پديدار شدند . در چين و هند در حدود اواسط هزارهء سوم و اواسط هزارهء دوم و در يونان و روم بين قرنهاى هشتم و ششم پيش از مسيح به وجود آمدند . در يك جامعهء طبقاتى وجود دولت براى حفظ منافع طبقات حاكم ضرورت دارد . دولت در طول تاريخ اشكال مختلفى به خود گرفته ولى سه شكل عمده بيش از ديگران شناخته شده است : دولت بردهدار ، دولت فئودال ، و دولت سرمايهدار ؛ هريك از اين اشكال دولت با شيوهها و افزارهاى سيستم حاضر خود متمايز مىشود . . . » « 75 » كشف كشاورزى به ظهور تمدن كمك كرد جواهر لعل نهرو مىنويسد : كشف كشاورزى و به دست آوردن غذا از زمين ، تغيير عظيمى در حيات بشر به وجود آورد . براى انسان خيلى آسانتر بود كه بوسيلهء كشاورزى غذاى خود را از زمين به دست آورد تا اينكه تماموقت با اضطراب و نگرانى به دنبال شكار حيوانات باشد . براى كشاورزى لازم بود كه زمين را شخم بزنند ، در آن بذر بكارند و بعد هم محصول آن را درو و خرمن كنند . بنابراين ، لازم بود كه در يك جا در روى زمين سكونت بگزينند و بمانند . ديگر انسان نمىتوانست ، مانند گذشتهها و زمانى كه از راه شكار زندگى مىكرد ، دائما در حركت و سرگردان باشد ، بلكه ناچار بود در كنار مزرعههايش باقى بماند ؛ و بدين ترتيب بود كه دهكدهها و شهرها به وجود آمد . « 76 » پروفسور « ايليف » دانشمند انگليسى مىنويسد : « . . . احتمال مىرود كشت گندم براى اولين مرتبه در تاريخ بشر در نقطهاى در طول سواحل غربى فلات ايران و در جلگههاى
--> ( 75 ) . تاريخ جهان باستان ، پيشين ، ص 1 - 12 ( به اختصار ) . ( 76 ) . جواهر لعل نهرو ، نگاهى به تاريخ جهان ، ج 1 ، ترجمهء محمود تفضلى ، ص 85 .