مرتضى راوندى
38
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
غذا پىبرد ، و با پرورش نباتات و اهلى كردن حيوانات از اسارت مطلق طبيعت پيرامون خويش آزاد گشت . پس از هزاران سال انسان با تهيهء تبر دستى نخستين گام را در راه زندگى صنعتى برداشت و به اين ترتيب عهد حجر قديم ( پالئوليتيك ) آغاز گرديد . در مرحلهء دوم ابزارهاى سنگى را كه از نوع چاقو ، اره ، اسكنه ، درفش و امثال اينها بود با ظرافت بيشترى صيقل مى - دادند ، اين دوره حجر جديد يا نئوليتيك نام دارد . در سومين مرحلهء تكامل انسان ، كوزهگرى ، سفالسازى ، نساجى و چرخ اختراع گرديد . استفاده از فلزات معمول شد و استعمال زياد مس و آلياژ آن ، برونز ، مقدمهء استخراج و تركيب فلزات گرديد و اندكاندك سيماى زندگى مردم دگرگون گرديد . » « 74 » و . دياكوف مىنويسد : « دورانهايى از تاريخ بشر وجود داشته كه در آن از دولت خبرى نبود . صدهزار سال پيش . . . در آن زمان كه امروز عصر « موسترى » نام گرفته انسان نئاندرتال به صورت رمههاى اوليه مىزيست و ساختن مسكن ، افروختن آتش و كار روى سنگ و استخوان را تازه فراگرفته بود . قريب شصت هزار سال گذشت تا . . . بشر به صورت انسان معاصر ، با استفاده از تيغههاى سنگ چخماق و ابزارهاى استخوانى ، نيزه و گرز و زوبين و دام و تور ماهيگيرى ساخت . بدينسان زادهء انسان طى صدها قرن تلاش از طريق تسلط بر طبيعت ، خود را از جهان جانوران جدا مىسازد و طبيعت را انسانى مىكند . با جهشهاى عظيم در تكامل ابزار توليد و رشتههاى گوناگون ، اقتصاد رمههاى اوليه به واحدهاى اشتراكى توليد بدل مىشوند . جنبهء اجتماعى انسان بر جنبهء زيست او غلبه مىكند و دنياى وى براى هميشه از دنياى حيوان جدا مىشود ، هم در اين زمان است كه نقاشى به صورت ترسيم جانوران به شكلى عالى شكوفان مىشود . جادوگرى پديدار مىشود ، كلام يا زبان ، گفتار و انتزاع كه از دوران موسترى آغاز شده بود به كمال مىرسد . انسان از مرحلهء خانهبدوشى وارد مرحلهء نيمهبيابانگردى مىشود . گاهگاه در مسكنهايى دائمى اقامت مىگزيند ، ساختمانهايى بنا مىكند كه هم خوابگاه و هم كارگاه و هم انبار ذخيرهء اوست . اين ساختمانها در اختيار همه و ملك مشترك همگان است . جامعه در اين دوران ، عشيرتى است ، افراد آنهمه كار مىكنند ، همخون هستند ، ازدواج ميان برادر و خواهر معمول است ، نظام مادرسالارى در عيلام ، پارس قديم و . . . وجود داشته و اشكال گوناگون دارد . در نظام مادرسالارى دارايى جمع به مادر مىرسد و او مسؤوليت سنگين ادارهء جامعه را به عهده دارد . از اين دوره عشيره براى شكار ، صيد ، ساختمان و مناسك مذهبى سركردهاى را براى مدت لازم برمىگزيند ، و چون كار پايان يافت ، مقام سركرده منسوخ مىشود . حدود ششهزار سال پيش ، هنگامى كه بشر به عصر نوسنگى قدم نهاد ، انقلاب واقعى كشاورزى و صنعتى روى داد . او با فلز آشنا شد ، از آن ابزار ساخت ، به يارى آن تسلط خود را بر طبيعت گسترش داد ، زمين زير كشت رفت ، و جانور رام انسان شد ، در عين حال سفالگرى و بافندگى پديدار گرديد . . . كشاورزى و دامپرورى سبب گرديد كه شكار جاى
--> ( 74 ) . فيليپ حتى ، شرق نزديك در تاريخ ، ترجمهء دكتر قمر آريان ، ص 25 ( به اختصار ) .