مرتضى راوندى
35
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
شيبدار مىساختند تا آب باران از آن جريان يابد . به منظور ايمن ماندن از گزند جانوران درنده و دشمنان خانهها را بر روى چوببست و غالبا در اراضى باتلاقى و بر روى درياچهها بنا مىكردند ، روى چوببست سكويى چوبين نصب مىكردند و كلبه را روى آن بنا مىنهادند . نخستين كلبهها در و پنجره نداشت و با بورياى سادهاى در ورودى را مىبستند . از عهد نوسنگى قبايل خاورميانه از درهاى چوبى كه روى پاشنهء سنگى مىچرخيد استفاده مىكردند . مردم به روى زمين و بر بسترى از شاخ و برگ ، پوست ، بوريا و يا در ننو مىخوابيدند . بجاى بالش قطعه چوبى زير سر مىگذاشتند . در اين دوران معمولا بر حصير يا پوست حيوانات مىنشستند . بايد دانست كه نيمكت نيز سابقهاى بسيار قديمى دارد . ظروف را از چرم ، چوب شاخههاى بههم بافته و يا پوست درختان مىبافتند . با اختراع سفالسازى ، امكان طبخ غذا براى انسان فراهم گرديد ، ظروف گلى را در آتش مىپختند ، ابداع هنر سفالگرى كار زنان بود . نخستين پوشاك انسان ، كمربند ، شنل ، پيشبند ، و پاچين بوده است . در مناطق سرد اندكاندك آستين ، شلوار ، پوست حيوانات ، ريسندگى ، بافندگى ، استفاده از پشم و الياف گياهان معمول گرديد . كفش ، كه استعمال آن پس از لباس متداول گرديد ، و محدود به برخى سرزمينها بود . از چرم و پوست حيوانات و گاه از چوب و يا پوست درخت ساخته مىشد . « 70 » خصوصيات عصر بربريت يا دورهء نئوليتيك پسازآنكه زنان در جريان بهرهبردارى از گياهان خوراكى ، كه به قول « گوردون چايلد » اجداد جو و گندم ما بودند ، به فن زراعت و كاشتن اين غلات آشنا شدند ، مقدمات يك انقلاب اقتصادى و اجتماعى فراهم گرديد و افزايش محصول سبب شد كه جمعيت رو به فزونى گذارد . در نواحى آسياى غربى كه گندم و جو مىروييد ، گوسفند و گاو و بز و خوك وحشى نيز وجود داشت و حيواناتى كه به دام شكارچيان مىافتادند با سبوس و ساقهء غلات سد جوع مىكردند . كشاورزان آن دوران ابتدا زمين را بوسيلهء چوبى نرم مىساختند ، و بعدها بتدريج اين چوب جاى خود را به شاخ گوزن و از آن پس به كجبيل سنگى داد . سپس دانه به زمين مىپاشيدند و چون مدت مقرر مىگذشت به مدد داسى كه از چخماق دندانهدار ساخته و در دستهء چوبى تعبيه كرده بودند محصول را درو مىكردند . انبار گندم ايشان گودالهايى بوده كه در زمين حفر مىكردند . كمكم آموختند كه اين گندم را در هاون سنگى بكوبند و آرد به دست آورند و با آن خمير تهيه كنند . بعدها اين خمير را روى سنگ داغى قرار مىدادند و چيزى مانند نان به دست مىآوردند . به اين ترتيب ، بتدريج بعد از فن زراعت ، فن نانوايى نيز اختراع شد . طبق اكتشافات نباتشناس شوروى « ن . اى . واويلوف » « 71 » اولبار زراعت گندم در
--> ( 70 ) . همان ، ص 74 به بعد . ( 71 ) . N . I . Vavilov