مرتضى راوندى
23
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
نمىتواند با همجنسانش گفتگو و تفهيم و تفاهم كند ، نمىتواند در كارهاى بزرگ به يارى آنان برخيزد و حتى نمىتواند فكر كند ؛ زيرا با كمك كلمات و در قالب زبان انديشه مىكنيم . دوم آتش را در نظر آوريد : اگر آتش نبود ، انسان نمى - توانست غذاى پخته بخورد ، نمىتوانست در جاهاى سرد زندگى كند ، فقط در روز مىتوانست كار كند ، نمىتوانست فلزات را بگدازد و در نتيجه تا پايان روزگار پايبند سنگ و استخوان و چوب بود . . . سرانجام در كشاورزى مطالعه كنيد : كشاورزى « مادر » تمدن است ؛ زيرا اگر كشاورزى نباشد ساختمان و بنايى درميان نيست و چون بنايى درميان نباشد ، زندگى شهرى وجود ندارد و وقتى شهرى نباشد ، تمدنى نيست . كشاورزى به انسان امكان مىدهد كه غذا تهيه كند . اطمينان به غذاى ذخيره شده بر شمارهء آدميان مىافزايد و از افراد زياد ، آسانى و آسايش مى - زايد ؛ زيرا عدهء كمى مىتوانند براى عدهء بسيارى غذا فراهم آورند و بقيه نيروى فكر و بازوى خود را در راههاى ديگر به كار مىاندازند . از اين ميان برخى چيره و چابك مىشوند و بعضى مىانديشند و براى آسايش و راحت ديگران اختراعى مىكنند . از همه مهمتر اينكه كشاورزى آدمى را پابند زمين مىكند ، انسان نسل اندر نسل در جايى مىزيد ، در نتيجه نهال هنر جوانه مىزند ؛ زيرا تا انسان زندگى خانهبدوش شكارگران را دارد به آفريدن زيبايى و ظرافت چندان ميل نمىكند . به ياد داريد آدم كرومانيون مادام كه در غار مىزيست و در يكجا مسكن داشت ، هنرمندى بزرگ بود اما چون كوچيدن پياپى آغاز كرد ، هنرش مرد . وقتى انسان هردم ، هرروز و هرفصلى جاى ديگرى باشد نقاشى و مجسمه چه فايدهاى دارد ؟ وقتى كه انسان بايد مكان و مسكن خود را ترك گويد ، ساختن خانهء زيبا و دلگشا به چهكار مىآيد ؟ اما همين كه مردم ذخيرهء غذايى داشته باشند ، در جاى خود مىمانند و به آبادانى مىپردازند ، هنر و صنعت پيش مىرود ، مذهب نقش مهمترى در زندگى انسان بازى مىكند ، معبدها سر به فلك مىكشد ، نقاشيها و پيكرهها ساخته مىشود ، خط پديد مىآيد و شهرها زاده مىشود . « 33 » از آنچه گذشت روشن شد كه : در آغاز انسان ناتوان ابتدايى ، بنده و زبون محيط طبيعى است ، در پى خوراك و پناهگاه در جولان است و در هرجا كه پناهگاه و شكار و يا گياهى خوردنى مىيابد ، درنگ مىكند ، زندگى او بىثبات است ، و اجتماعات او در خاك ريشه نمىدواند و وسعت كافى نمىگيرد . اين دوره ، دورهء گردآورى خوراك نام دارد . . . . پس از دورهء گردآورى خوراك ، انسان با كشف رازهاى كشاورزى و دامدارى ، تا اندازهاى از يوغ محيط طبيعى مىرهد ، از آن پس ديگر زندگى او بازيچهء
--> ( 33 ) . آنترى وايت ، آدميان نخستين ، ترجمهء فريدون بدرهاى ، ص 146 .