مرتضى راوندى
10
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
صورت گرفت ، بتدريج ، بطلان نظريات بطلميوس را آشكار كرد و سرانجام « نيكولا كپرنيك » لهستانى در قرن شانزدهم اعلام كرد كه زمين مركز عالم نيست بلكه « سيارهء كوچكى است كه همراه سيارات ديگر گرد خورشيد مىچرخد . » « 16 » بعدها با انتشار آراء و افكار « جيوردانوبرونو » و « گاليله » بنيان هيأت قديم يكباره فروريخت . چگونه زندگى به وجود آمد ؟ در كرهء زمين جايى نيست كه در آنجا از موجودات زنده يعنى جانوران و نباتات آثارى موجود نباشد . زندگى با تمام مظاهر آن در نواحى يخبندان قطب شمال و در بيابانهاى سوزان آسياى ميانه ، در اعماق درياها و در مرتفعترين كوهها ، وجود دارد . دانشمندان شوروى ضمن مطالعه دربارهء جانوران و نباتات در گودال « كوريل » و « كامچاتكا » در عمق ده كيلومترى موفق به يافتن موجودات زنده شدهاند . در مرتفعترين نقطهء « اورست » نيز مظاهر حيات به چشم مىخورد . به كمك مطالعات علمى ، مسلم شده است كه در كرهء زمين بيش از يك ميليون و نيم جانور و متجاوز از 500 نوع گياه وجود دارد . از اين آثار مىتوان به تنوع موجودات زنده پىبرد . اين سؤالات كه زندگى چيست ، چگونه و چه موقع به وجود آمده و از چه راهى تكامل يافته است ، از روزگار قديم توجه مردم را به خود جلب كرده است . امروز دانشمندان به كمك دو علم زمينشناسى و ديرينشناسى ، نشان دادهاند كه سطح زمين شاهد تغييرات و تحولات فراوان بوده است و تاريخ اين تحولات را چنين مىنويسند : 1 . قديمترين دوران كه « آركئوزوئيك » نام دارد ، دو هزار ميليون سال طول كشيده و فاقد آثار جانداران است . 2 . دوران بعدى « پروتروزوئيك » است كه هزار ميليون سال طول كشيده و داراى آثار گياهها و جانوران سادهء دريايى است . 3 . دوران بعد « پالئوزوئيك » نام دارد كه 360 ميليون سال طول كشيد و داراى آثار بسيارى از انواع جانوران بيمهره و ماهيها و سپس دوزيستان و بعدا خزندگان است . 4 . دوران « مزوزوئيك » كه 150 ميليون سال طول كشيده و داراى آثار انواع گوناگون خزندگان و آثار نخستين پستانداران ، و پرندگان تخمگذار و بالاخره نخستين پستانداران داراى رحم است . 5 . دوران « سنوزوئيك » كه 75 ميليون سال طول كشيده و اكنون نيز ادامه دارد و داراى آثار همهگونه پستاندار و انساننماهاست . در حدود يكميليون سال آخر دوران سنوزوئيك آثار نوع آدمى يافت شده است . قبل از رشد علوم و كشف قوانين پيدايش انواع ، ظهور موجودات زنده را ناشى از ارادهء قواى ماوراء الطبيعه مىدانستند ؛ اديان و مذاهب گوناگون نيز جملگى از اين نظر پيروى مىكردند ، ولى علماى طبيعى پس از سالها مطالعه و تجربه به اين نتيجه رسيدهاند كه زندگى عبارت از تغيير ماده است كه از روى قوانينى معين صورت مىگيرد و قابل درك و شناسايى است .
--> ( 16 ) . همان ، ص 50 .