مرتضى راوندى
209
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
موسيقى را مثل داود براى خود اختراع مىكنيد و شراب را از كاسهها مىنوشيد و خويشتن را به بهترين عطريات تدهين مىنماييد . [ خدا مىگويد ] من از عيدهاى شما نفرت و كراهت دارم . . . اگرچه قربانيهاى سوختنى و هداياى آردى خود را براى من بگذاريد آن را قبول نخواهم كرد . آهنگ سرودهاى خود را از من دور كن زيرا نغمهء بر بطهاى ترا گوش نخواهم كرد . « 58 » هوشع نيز از كسانى بود كه با جملههاى نيشدار ثروتمندان را تهديد مىكرد و مىگفت : « البته گوسالهء سامرى شكسته خواهد شد ، بدرستى كه باد را كاشتند پس گردباد را خواهند درويد . » « 59 » در كتابهاى عاموس و اشعياء آغاز مسيحيت و سوسياليسم هردو ديده مىشود و همين دو كتاب بمنزلهء سرچشمههايى است كه سازندگان كشورهاى خيالى و مدينههاى فاضله از آنها مدد گرفته و در خيال خود طرح كشورهايى را ريختهاند كه فقر و جنگ نتواند در آنها برادرى و صلحى را كه حكمفرماست ، تيره سازد . . . آنها كسانى هستند كه براى برگردانيدن پروردگار جنگها به صورت پروردگار مهر و محبت سخت كوشيدند و اين وظيفهء سنگين را به عهده گرفتند . همانگونه كه افراطيون قرن 19 ، مسيح را براى بسط اصول عقايد سوسياليستى خويش بسيج كردند ، آن مردم نيز يهوه را براى اشاعهء اصول انساندوستى بسيج كردند . « 60 » « ارميا » مانند هوشع درشمار منتقدين بزرگ بهشمار مىرفت ، او معتقد بود كه ضعف سياسى ، انحطاط ملى و كشيدن يوغ تسلط بابليان همه كيفرى بود كه يهوه در برابر گناهانى كه قوم يهود مرتكب شده بودند به ايشان داده . او گفت : « در كوچههاى اورشليم گردش كرده ببينيد و بفهميد و در چهارسوهايش تفتيش نماييد كه آيا كسى را كه با انصاف عمل نمايد و طالب راستى باشد توانيد يافت تا من آن را بيامرزم . همهجا را ظلم و ستم فرا گرفته و فسق و فجور پركرده . . . هريك از ايشان براى زن همسايه شيهه مىزند . » « 61 » ارميا به مردم رياكار و عابدنمايى كه مقدارى از آنچه از ديگران ربودهاند با خود به معبد مىآورند و نياز مىكنند ، گفت كه خدا از مردم قربانى نمىخواهد بلكه خدا خواهان انصاف و دادگسترى است . فساد و بدكارى نه تنها درميان قوم يهود بلكه در بين اقوام ديگر و پيشوايان مذهبى و اجتماعى آنها نيز شايع شده بود ، چنان كه كتب مذهبى به نوح نسبت مستى داده و به ابراهيم نسبت دروغگويى ! و مىگويند لوط با دختر خود جماع كرد و يهودا با عروسش زنا كرده است و داود با زن « اوريا » كه يكى از خادمان او بود مرتكب زنا شد ؛ و به « ابشالوم » پسر داود نسبت مىدهند كه با زنهاى داود رابطهء نامشروع داشته است . با اينحال
--> ( 58 ) . عهد عتيق ، كتاب عاموس نبى . ( 59 ) . همان ، كتاب هوشع نبى . ( 60 ) . تاريخ تمدن ( كتاب اول - بخش اول ) ، پيشين . ( 61 ) . عهد عتيق ، كتاب ارميا .