مرتضى راوندى

191

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

اخلاق اجتماعى دولت مصر در بسيارى از چيزها حتى همخوابه شدن با نزديكان و محارم به دولت ناپلئون شباهت داشت . شاه غالبا خواهر و گاهى دختر خود را به همسرى خويش انتخاب مىكرد به اين بهانه كه خون خاندان سلطنتى را پاك و پاكيزه نگاه دارد . . . فرعون غير از خواهران خود ، زنان ديگرى از ميان اسيران جنگى برمىگزيد . . . ولى تودهء مردم ، مانند همهء افراد ملتهاى ديگر كه درآمد متوسطى دارند ، به يك زن قناعت مىورزيدند . طلاق بندرت اتفاق مىافتاد . هرگاه زنى زنا مىداد شوهر او مىتوانست بدون دادن هيچ حقى او را از خانه بيرون كند . ولى اگر جز در اين صورت ، وى را طلاق مىگفت ناچار بود قسمت بزرگى از املاك خانواده را به وى واگذارد . وضع زنان بطور كلى خوب بود ، آنها در كوچه و خيابان ، با آزادى كامل آمدورفت مىكردند . بعضى از زنها به كارهاى صنعتى و تجارى مىپرداختند . سياحان يونانى از نظارهء تسلط و آزادى زنان در امور اجتماعى سخت متعجب مىشدند . « پتاح حوتپ » در نامه‌اى به فرزند خود چنين مىنويسد : اگر كامياب شدى و خانهء خود را آراستى و از ته دل زنت را دوست داشتى شكم او را پركن و پشتش را بپوشان . . . و تا زمانى كه او را در اختيار دارى دلش را شاد نگاه دار ، زيرا كه وى براى كسى كه مالك آن است همچون كشتزار حاصلخيزى است . . . و اگر به مخالفت با وى برخيزى بايد بدانى كه اين سبب خانه‌خرابى توست . « 35 » او در نوشتهء ديگرى به فرزند خود چنين اندرز مىدهد : هرگز مادرت را فراموش مكن . . . چه وى مدت درازى ترا چون بار سنگينى در شكم نگاه داشته و پس‌ازآنكه ماه‌هاى حمل تمام شد ترا زاييده . سه سال تمام ترا به دوش كشيده است و پستان به دهانت گذاشته ، به تو غذا داده و از پليدى و ناپاكى تو روى ترش نكرده است . در آن هنگام كه به مكتب مىرفتى و نوشتن را مىآموختى ، هرروز از خانه نان و آبجو با خود به نزد آموزگار تو مىآورد . » « 36 » شايد اين منزلت عالى كه در مصر براى زنان موجود بود از اين جهت پيدا شده كه در آن سرزمين تسلط زن و مادرشاهى بر تسلط مرد يا پدرشاهى غالب بوده است . سبب زناشويى با خواهران آن بود كه مردان مىخواستند از ميراث خانواده كه از مادر به خواهر انتقال مىيافته بهره‌بردارى كنند و نگذارند به چنگ بيگانگان بيفتد . ولى اين وضع بعدها تغيير يافت و ظهور جنگهاى استعمارى و تسلط يونانيان به تغيير اوضاع اجتماعى كمك كرد . حق طلاق گرفتن كه از حقوق مسلم زنان بود از آنان سلب شد ، نگاهدارى و پرستارى اطفال با دقت كامل صورت مىگرفت ، در اظهار عشق و زناشويى حق تقدم با زن بود ، نامه‌ها و غزلهاى عاشقانه‌اى كه از آن ايام به يادگار مانده بيشتر از طرف زن به مرد خطاب شده و زن از مرد مىخواسته تا زمان و مكانى براى ملاقات تعيين كند يا با صراحت از او خواستگارى

--> ( 35 و 36 ) . همان ، ص 249 .