مرتضى راوندى

153

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

ارابه ثروتمندان مادى ظاهرا وضع اجتماعى بردگان ، در آشور و ديگر كشورهاى شرق نزديك دشوارتر بود . آكادميسين « و . استرووه » مدارك جالبى مربوط به ارودگاه زنان اسير در زمان يكى از شاهان سلالهء سوم اور كه به قيد بردگى درآمده بودند ، منتشر كرده است ( محتملا مربوط به 2051 ق . م . مسيح مى - باشد ) كه « نمودار شرايط و اوضاع وحشتناك زندگى زنان اسير و از آن جمله زنان‌باردار و بچه‌دار مىباشد . و گرسنگى و مرگ‌ومير عجيبى كه در اردوگاه حكمفرما بود از آن مستفاد مىگردد . » به عقيدهء استرووه : اين اسناد تصوير روشنى از خصوصيات روابط متقابل دولت برده‌دار بين النهرين و قبايل كوهستان زاگرس به دست مىدهد . مقام بلند فرهنگ و مدنيت دو رود ( بين النهرين ) آن دوران در تاريخ جهان هرچه باشد ، اين نكته مسلم است كه از لحاظ قبايل كوتيان و لولوبيان ، سومريان و اكديان ظالم و ستمگر بودند و قبايل مزبور را بمنزلهء مخزنى مىشمردند كه از آن برده به‌دست آورند . « 103 » دياكونوف در فصل دوم كتاب خود ، ضمن توصيف حملهء آشور در سال 744 ق . م . مىنويسد : پيشتر ، بخش اعظم ساكنان ناحيهء تسخير شده را سرمىبريدند و فقط عدهء معدودى افراد كارآمد را برهنه كرده ، طوق و زنجير بر گردنشان نهاده ، به بردگى مىبردند ، ولى از زمان سلطنت « تيگلاتپا لاسار » سوم تشخيص دادند كه اين شيوه نامناسب و از لحاظ نتايج حاصله براى طبقهء حاكمه و دولت آشور كم‌سود است . اين‌بار چون توانسته بودند سرزمين مفتوح را جزء خاك آشور سازند مردم آن ديار را يا در محل باقى گذاشته مالياتهاى سنگينى برايشان وضع مىكردند يا در بيشتر موارد ، ايشان را به شيوه‌اى متشكل با بخشى از اثاث البيت و لوازم و كودكان و غيره به نقاطى كه قبلا بر اثر لشكركشيهاى آشور ويران و غير مسكون شده بود ، تبعيد مىنمودند

--> ( 103 ) . همان ، ص 158 .