مرتضى راوندى
140
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
معرف رشد صنعت مجسمهسازى در آن دوران است . با اينكه روى دامن آن ملكه نوشته شده بود كه هركس آزارى به آن مجسمه برساند به انواع بليهء آسمانى گرفتار خواهد شد ، با اين حال سر آن را از تنش جدا كردند . علاوهبراين مجسمهء نقره ( عكس شماره 2 ) كه 4200 سال عمر دارد ، و گوشوارههاى زرين بانوان آن زمان ، و كشف مجسمهء خدايان و بهدست آمدن چرخهاى يكى از گردونههاى آن زمان ( كه وسيلهء حملونقل بود ) و بسيارى چيزهاى ديگر معرف رشد صنعت عيلاميان است . » « 72 » متجاوز از 300 لوحهء سنگى متعلق به 2300 - 1700 سال قبل از ميلاد در شوش كشف شده است كه حقايقى را دربارهء تاريخ شوش در آن زمان روشن مىكند . اين لوحهها اكثرا اسناد و قراردادهاى حقوقى مىباشند . در تمام اين لوحهها اجراى قرارداد ، با يك قسم به اسم يكى از خدايان . . . تضمين مىگرديد . قسمى كه به نام پادشاه ياد مىگرديد به همان ترتيب آلزام آور بود چون پادشاه نمايندهء خدا در روى زمين محسوب مىشد . « 73 » مجسمهء نقره از شوش مربوط به 4200 سال پيش ، عكس شماره 2 ورود ايرانيان به عقيدهء دكتر گيرشمن : « در آغاز هزارهء اول قبل از ميلاد دو واقعهء بسيار مهم ولى غير مرتبط در حيات اجتماعى ملل آسياى غربى مؤثر افتاده است كه يكى مهاجمهء هند و اروپاييان و ديگرى استعمال روزافزون آهن است . نفوذ ايرانيان در ايران ، در آغاز هزارهء اول ق . م . به وضعى جز وضع مهاجمه در هزار سال پيش مؤثر افتاد . مهاجمان به زور و با امواج متوالى وارد مىشدند و ظاهرا همان دو جادهاى را كه در نخستين مهاجمه سپرده بودند ، اينبار نيز طى كردند ؛ يعنى قفقاز و ماوراء النهر .
--> ( 72 ) . پيرآميت ، ( تتبعات ) ، ترجمهء دكتر عيسى بهنام ، در مجلهء هنر و مردم ، شماره 58 ، ص 3 به بعد ( به اختصار ) . ( 73 ) . ايرانشهر ، ج 1 ، ص 287 .